چند فیش تاریخی درباره تاریخ آب در خراسان

حکایات خشکسالی های مصر تا کنعان زبانزد همگان بوده. در قرآن در سوره یوسف بیش از پیش در این باره بحث شده است.[1]

و در سال 979ه.ق در ایران قحطى و خشكسالى شدید بیداد كرد و روستاییان بیش از پیش فقیر شدند. قحطى در كشور حكمفرما شد و در بعضى نقاط، كار به آدمخوارى كشید.(راوندی، 1382، ج2، 389)

ابوبکر کرجی می گوید خدای بزرگ در درون زمین آبی ساکن آفرید که بسان گردش خون در بدن حیوان در جریان است.[2]

وجود اصطلاح «آب به دستور دادن»که از دیرباز در ادبیات فارسی وجود داشته گواهی بر کنترل آب توسط پیشینیان است.[3]

عصر پهلوی از همان آغاز با تمایل بر مدرنیزه کردن تجهیزات کشور از جمله در زمینه آب، همراه بود اما به زودی بعضی الزامات جغرافیایی ثابت کرد که نمی‌توان از مزایای فنون قدیم چشم پوشی کرد.(گوبلو، 1389، 99)

در سال 1344 تعداد قنات های مشهد 331 رشته بود که از این بین 59 تای آن خشک شده بود.(مهندس، 1344، 47)

پس از فروکش کردن سیلاب، آب روستاییان برای مدتی قطع می شود.(کمالی، 1364، 8)

بی نظمی بارش ها از نظر زمانی و مکانی زیاد است و بیشتر بارش ها در نیمه سرد سال و نه در دوره رشد محصولات ریزش می کنند و بی نظمی بارش ها زیاد است.[4]

در سال 1301 مدرسه متوسطه کشاورزی در تهران افتتاح شد. مزرعه نمونه در 1304 در کرج دایر گردید.

طبیعی است که با توجه به رفتار بارش های ایران، ویژگی های اقلیمی و طبیعی در هر منطقه، برنامه ریزی خاص همان منطقه را می طلبد.[5]

در نواحی دشت چناران اراضی بزرگ است و در بعضی نقاط باغات میوه نیز وجود دارد. (جغرافیای چناران ص 189)

در کاشت گوجه در خراسان به دلیل تغذیه ناکافی پتاسیم اختلال در رسیدن به وجود می آید و نیاز به مواد آلی چه در خزانه و چه در مزارع گوجه است. (تاثیرآبخیزداری بر بازده... ص 96)

شناخت خاک عبارت است از دانش بافت و جنس خاک (شوری و قلیایی و...) (جغرافیای تاریخی داورزن ص 33-32)

ناحیه استوا حاصلخیزترین و پرغله ترین نواحی نیشابور بود که در کشتزارهای دیم آن، سیر می کاشتند.[6]

تصرف و اشغال بستر رودخانه ها و برداشت غیرمجاز شن و ماسه از آنها و نصب غیرمجاز موتور تلمبه باعث کم شدن آب آنها می شود.[7]

قبل از شهریور 1320 در مشهد آب جوب را سر شب با سطل می آوردند و می گذارند لای بیندازد و صبح آب زلال آن را به مصرف می رسانند و لجن های ته سطل را دور می ریزند. (مزار میرعماد ص 75)

پیشه مقنی گری بیشتر ارثی است.[8]

وجود قنات ها تعادلی در میزان نزولات جوی و میزان کشت بر مبنای تجربه ایجاد می کرد.

برای ایجاد قنات حداقل سه تا پنج نفر نیرو لازم است. [9]

تنها این دشت های استان تأمین کننده 50% از آب مورد نیاز افراد ساکن استان می باشند: تربت جام، جوین، رخ، نیشابور و سبزوار.[10]

این نظام آبرسانی دارای روش های مهندسی دقیق در معماری سنتی است که می توان آن را از آثار برجسته تمدن ایرانی به حساب آورد.[11]

کظائم: آب هایی است که در زیر زمین جاری است مانند کاریز.(کاتب خوارزمی، 1362، 70)

کتاب «نقل از اخبار و آثار» در قرن هشتم هجری توسط یک نویسنده گمنام نوشته شد مطالعات و آزمایشات ارزشمندی از پیوند زدن و قلمه زدن و انواع طریقه های ازدیاد گیاهان انجام شده.[12]

در شهرهای دیگری مانند طوس، مرسان و سرخس فقط نهرهای منشعب از رود کاربرد داشت(پطروشفسکی، 1344، 231). البته در سرخس آب رود تجن (بخش سفلای مسیر هریرود) پیوسته نبود و تنها در پاره‏ای از سال به شهر می‌رسید و به هنگام تابستان کاملاً خشک می‌شد(ناجی، 1386، 343-342). در این موارد کشتزارهایی با استفاده از برکه‌های باران ساخته می‌شد و آبیاری در مزارع از طریق آب باران و چشمه‌های آب انجام می‌شد(اوسلو، 1395، 186).

مصرف آب در استان خراسان رضوی در بخش کشاورزی 90%، در بخش آب شرب شهر و روستا 7.5% و در بخش صنعت خدمات 2.5% می‌باشد.‏(بی نا. ناجی آب کشاورزی، 15)

در ساخت کانال‌های آبی، ایرانیان بدنه جوی‌ها را با آجر مفروش می‌کردند و یا با ریختن خاک رس و کوبیدن آن در زیر سم حیوانات، بدنه نهرها را غیر قابل نفوذ می‌کردند.(الفتی، 1374، 87)


[1] ‏منوچهر فرج زاده، خشکسالی از مفهوم تا راهکار، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۴، ص 5.

[2] ‏ابوبکر محمد بن الحسن الحاسب کرجی، استخراج آبهای پنهانی، ترجمه‌ی حسین خدیوجم، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۵، ص 15.

[3] ‏قاسم بن یوسف ابونصری هروی، ارشادالزراعه، تهران، دانشگاه تهران. مؤسسه انتشارات، ۱۳۹۰، ص 314.

[4] ‏رضا دوستان، «تحلیلی بر خشکسالی های ایران در نیم قرن گذشته»، همان، ش. 23 و 24، ص3.

[5] ‏رضا دوستان، «تحلیلی بر خشکسالی های ایران در نیم قرن گذشته»، همان، ش. 23 و 24، ص6.

[6] ‏محمدرضا ناجی، فرهنگ و تمدن اسلامی در قلمرو سامانیان، همان، ص 342.

[7] ‏گروه آموزش راهنمایی و هدایت تحصیلی، ناجی آب کشاورزی، همان، ص 15.

[8] ‏هاشم رجب زاده، کینجی ئه اورا، و کازوئو موری موتو، ۸۸ سندآب کشاورزی دوره قاجار (گنجینه اسناد فارسی ۶)، توکیو، مرکز پژوهش و اطلاع رسانی در مطالعات آسیایی، مؤسسه مطالعات پیشرفته آسیا، دانشگاه توکیو، ۲۰۱۹، ص 10.

[9] ‏محمد برشان، پیشینه قنات در ایران، تهران، نشر اوراق، ۱۳۹۲، ص 37.

[10] ‏سعداله ولایتی، «بررسی بحران آب استان خراسان‏»، فصلنامه مدرس علوم انسانی، ش. ویژه نامه جغرافیا، مرداد ۱۳۸۵، ص 220.

[11] ‏فاطمه نقی زاده اصل، سازه ها و شیوه های سنتی استحصال آب در ایران، همان، ص 14.

[12] ‏فریدون آزاده و صادق احمدیان، سیر تاریخ کشاورزی در ایران، ویراسته‌ی ف ارجمند اقدم، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی چهره، ۱۳۷۲، ص 26.

یک معرفی کوتاه از روستای عبدل آباد

روستای عبدل آباد در جنوب غربی تربیت حیدریه در دهه 1360 دارای قناتی بود که حدود 400 هکتار را به زیر کشت می برد.[1] این قنات یک کیلومتر طول داشت و از خیابان اصلی ده می گذشت. علاوه بر این قنات ها، قنات های دیگری به نام های زنبر و بندخار در این روستا وجود داشت.[2] روستای عبدل‌آباد منطقه‌ای خشک و کویری با باران‌های موسمی از فروردین تا نیمه اردیبهشت است. مدار گردش آب کاریز عبدل‌آباد در دهه 1360 بر اساس 14 شبانه روز یک بار شکل می‌گرفت و بر همین پایه، روستا دارای 14 صحرا (زمین زراعی) بود. نوبت آبیاری در طول سال به 2 قسمت زمستانه و تابستانه تقسیم می‌شد. در این روند در طول سال 29 شبانه روز آب اضافی باقی می‌ماند که طبق سنّت محلی به مصارف خیریه و عمومی مانند آب مسجد، آب حمام، آب‏انبارهای عمومی و آب‌های گندم نذری می‌رسید(صفی‌نژاد، 1368، 82-81 و 89).


[1] ‏جواد صفی نژاد، نظامهای آبیاری سنتی در ایران، مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸، ج 2، ص 86.

[2] ‏محمدرضا خسروی، جغرافیای تاریخی تربت حیدریه «زاوه باستان»، همان، ص 234.

معرفی چند کاریز در روستاهای خراسان

مهم‌ترین کارایی کاریز در خشکسالی‌ها بود اما خود خشکسالی نیز اگر طولانی می‌شد باعث خشک شدن کاریز می‌شد. می توان ادعا کرد همه روستاهای خراسان دارای کاریز بودند. همه روستاهای منطقه گناباد در مظهر قنات یا چشمه به وجود آمده اند.(محمدی، 1396، 130) «میان ولات» از بخش های تایباد تماماً کاریز داشت و زراعت شان مشروب از قنات بود.[1] در سال‌های 1314 تا 1318ه.ش نیز 4 رشته کاریز جدید در روستای گناباد (منظور روستایی نزدیک مشهد است نه شهر گناباد در جنوب خراسان) حفر شد و آب مجموع این کاریز‌ها تا سال 1325ه.ش به حدود 300 زوج رسید که به استخر کوهسنگی (در مشهد) وارد می‌شد.(نجف زاده و قصابی گزکوه، 1401، ج1، 66) کاریز روستای کلاته شیخ‌ها از توابع چناران حدود 9.5 کیلومتر طول داشت و عمق مادرچاه آن بیش از 100 متر بود و در تمام طول سال آب داشت و فقط در اواسط تابستان از آب آن کاسته می‌شد.(قنبری، 1381، 70-69) کاریز‌های دیگری نیز به نام‌های صالح‏آباد و کورس از قدیم در استان وجود داشته است.(بهنیا، 1367، 16؛ ‏‏غازی و کاوه زاده، 1384، ص127؛ ‏‏برشان، 1392، 24)

روستای عبدل آباد در جنوب غربی تربیت حیدریه در دهه 1360 دارای قناتی بود که حدود 400 هکتار را به زیر کشت می برد.[2] این قنات یک کیلومتر طول داشت و از خیابان اصلی ده می گذشت. علاوه بر این قنات ها، قنات های دیگری به نام های زنبر و بندخار در این روستا وجود داشت.[3]


[1] ‏رضا نقدی، جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری، همان، ص 137.

[2] ‏جواد صفی نژاد، نظامهای آبیاری سنتی در ایران، مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸، ج 2، ص 86.

[3] ‏محمدرضا خسروی، جغرافیای تاریخی تربت حیدریه «زاوه باستان»، همان، ص 234.

مراقبت از کاریزها در تاریخ خراسان

رسیدگی به کاریزها فقط محدود به لایروبی و مرمت نیست بلکه در مواقع ضروری نیاز است به طرز صحیحی مسدود شوند تا آب هدر نرود. در گزارشی از سال 1400ه.ش، تعداد ۱۴ رشته کاریز در زیر شهر سبزوار قرار داشت که با توجه به توسعه شهرنشینی و تغییر کاربری اراضی کشاورزی به مسکونی، مسیر کاریز‌ها به طرز نامطلوبی مسدود شد که این امر سبب بالا آمدن آب و ایجاد مشکل در برخی از مناطق شد.(بی نا. «زخم کهنه فرونشست زمین در منطقه غرب خراسان رضوی»، 1400)

کم پیش می‌آمد قنوات آن‌طور که در چناران رسم بود در اختیار کامل خود کشاورزان باشد. وظیفه لایروبی و تعمیر قنوات در چناران بر عهده خود مردم بود.(قنبری، 1381، 185) اما به طور کلی این وظیفه به دلیل مخارج زیاد، بر عهده سرمایه داران بود.

مقنیان برای فرو نشاندن آب مجبور بودند بین دو رشته فرعی جدید به ارتفاعات مختلف مجراهایی روی هم حفر کنند تا اینکه به کف کاریز برسند. اگر مجرای اصلی، آسیب و لطمه‏ای ندیده بود آن وقت پس از رفع ریزش و نصب پوششی محافظ رشته اصلی را مورد استفاده قرار می‌دهند در غیر این صورت رشته اصلی را رها کرده و از همان نقب فرعی و جانبی استفاده می‌کردند.(عنایت الله، 1350، 159)

علاوه بر خطرات طبیعی، کاریز‌ها را می‌بایست از خطرات انسانی نیز مصمون نگه داشته می‌شد. مثلاً در شهر بجستان یک بار در دهه 1320ه.ش و بار دیگر در سال‌های 1368ه.ش و 1378ه.ش کندن چاه و کاریز، منابع آبی بجستان را تهدید کرد. این چاه ها گاه به همت مردم پر می‌شد. اما مسئولین گاهی همسو با مردم و گاهی به عنوان عامل بحران ظاهر می‌شدند. مردم این ناحیه و به طور کلی خراسانیانی که آب و زندگی آنها به کاریز‌ها گره خورده بود در برابر فعالیت‌های تهدیدآمیز ایستادگی می‌کردند. اغلب سفره‌های آبدار در یک منطقه محدود به هم مربوطند. زدن چاه عمیق و یا نیمه ‏عمیق و پمپاژ آب آن با موتور، موجب خشک شدن آب کاریز مجاور می‌شود. زدن این چاه‌ها به تدریج سطح ایستایی را پایین برده و باعث خشک شدن قنوات می‌شود.‏(کریمیان بجستانی، 1379، 58 و 61)

نظر شاردن درباره کاریزهای ایران

شاردن فرانسوی در حدود 1670 م. شرح مختصری درباره کاریز نوشته و در شرح روش قنات سازی ایرانیان می گوید آنها برای کشف آب زیرزمینی در پای کوه چاه می کنند و همینکه آب باریکی یافتند آنرا از طریق مجاری تحت الارضی به هشت تا ده «لیو» منتقل می کنند از این طریق آب را از نقطه مرتفع به جاهای پست می رسانند تا بهتر جاری شود.[1]

«ترتیب حفر و استفاده از آب كاریزها چنانست كه نخست در دامنه كوهى چاهى حفر مى‏كنند و وقتى به آب رسید با كندن چاههاى متعدد و مربوط كردن آنها به وسیله حفر راههاى زیرزمینى آن آب را از فاصله بیست تا ده فرسنگى از جاهاى بلند به زمینهاى پست هدایت مى‏كنند و از آنها در كار كشاورزى سود مى‏برند.»[2]


[1] ‏ای. پ. پطروشفسکی، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول (قرنهای ۱۳ و ۱۴ میلادی)، همان، ص 213.

[2] ‏ژان شاردن، سفرنامه شاردن‏، همان، ج 2، ص 860.

چاه عمیق چرا و از کی؟

خشکسالی یکی از عوامل گسترش چاه های عمیق و برعکس، گسترش چاه های عمیق یکی از عوامل خشکسالی است. در مورد اول کاهش بارندگی، عدم لایروبی کاریز‌ها و خشکسالی‌های پس از شهریور 1320ه.ش باعث شد اولین چاه عمیق مشهد در میدان دقیقی (فلکه آب یا بیت المقدس فعلی) حفر شود.(نجف زاده و قصابی گزکوه، 1401، ج1، 86) ولی تاریخ شروع همه‏گیری آن در کل خراسان را می‌توان دوره خشکسالی‌های دهه 1340 دانست که آب برخی قنوات کم و حتی خشک شده بود.(بی نا. آب و آبیاری در ایران، 1346، 19)

اگر خشکسالی های طبیعی به کاریزها خسارت می زد، خشکسالی های انسانی مهم‌ترین عامل بایر شدن کاریز‌ها بود. عدم مدیریت درست آب و حفر چاه‌های عمیق از آن جمله است که از دهه 1340 به بعد کاملاً محسوس بود. چاه‌های عمیق علاوه بر خسارتی که کاریز‌ها زدند خود نیز نتوانستند کاملاً جانشین آن شوند. همه این رویدادها اعم از حفر چاه‌های بی ضابطه، شرایط نامساعد جوی و خشکسالی باعث شد در خراسان بزرگ و کرمان که مهد اولیه کاریز بوده‌اند 4هزار رشته کاریز خشک شوند.‏(برشان، 1392، 20 و 26)

زیباترین کاریزهای دنیا در کدام کشور قرار دارند؟

اصولاً مهندسی آب در ایران همواره با علم و هنر و مذهب رابطه ناگسستنی داشت.[1] تأثیر عنصر آب در فرهنگ ایرانی به قدری است که در هنرهای اصیل ایرانی همچون نگارگری و معماری، نقش ویژه ای ایفا می کند.[2] یکی از مصادیق این هنر، در قنات متجلی است. هانری گوبلو قنات های ایران را با مراکش مقایسه می کند به لحاظ زیبایی شناسی قنات های ایران را به مراتب بهتر از همتایان غربی خود می داند و این تفاوت در تکنیک و ظرافت را معلول خاستگاه آن می داند.[3]


[1] ‏آرش پشوتن، «جستاری در پیشینه سدسازی ایران‏»، پیام مدیران فنی و اجرایی، ش. 21، ۱۳۹۷، ص 38.

[2] ‏سیدحسن مهدوی فر، آب از منظر فرهنگ و اجتماع، همان، ص 17.

[3] ‏هانری گوبلو، قنات ها؛ فنی برای دستیابی به آب، همان، ص 37.

این یکی کج نیست ولی مال کرجه (درباره ابوبکر کرجی)

اصول کار قنات نیاز به مهندس و ریاضی دان داشت که در این زمینه می توان از اشخاصی نظیر کرجی (قرن 4ه.ق) که در علم حساب و جبر و نقشه برداری صاحب اطلاعات، کشفیات و اختراعات بوده نام برد.[1] کرجی از قنات هایی صحبت می کرد که آب آنها همیشگی است و کمی باران و برف در کاهش آنها مؤثر نیست.[2] از همین رو قنات، ناجی سرزمین هایی است که نزولات آسمانی در آنها بسیار ناکافی است.[3] بسیاری از اطلاعات دست اول مربوط به آب، از کتاب کرجی به ما رسیده که حاوی مطالب مهمی درباره زمین، چگونگی شناخت خاک، دستیابی به آب‌های زیرزمینی، گیاهان و نوع رطوبت خاک و مباحث مختلف در ابزارهای اندازه ‏گیری است.(فاضلی پور، 1380، 22-21)


[1] ‏هادی الفتی، تاریخ کشاورزی و دامپروری در ایران، همان، ص 143.

[2] ‏ابوبکر محمد بن الحسن الحاسب کرجی، استخراج آبهای پنهانی، ترجمه‌ی حسین خدیوجم، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۵، ص 106.

[3] ‏هانری گوبلو، قنات ها؛ فنی برای دستیابی به آب، همان، ص 38.

مالکان آب در تاریخ

کسی که از نهر یا کاریز استفاده می‌کرد موظف به پرداخت میزان معینی جنس یا پول به صاحب و مالک و احداث کننده آن بود که به آن حقابه می‌گفتند.‏(فاضلی پور، 1380، 147) مثلاً کاریز‌های قدیمی نیشابور توسط مالکان ایجاد می‌شده است‏(الفتی، 1374، 140) و ساکنان می‌توانستند عوارض سالیانه آن را به صورت پشم، لبنیات و کمی پول نقد پرداخت کنند.(گابریل، 1391، 206)

نوع مالکیت قنات ها متفاوت است. در برخی جاها یک قنات دارای یک صاحب است. وی آب مورد استفاده خود را برداشته و بقیه را به فروش می رساند. بعضی از قنوات دارای چند صاحب می باشد که با هم شریک هستند و برخی دیگر از قنات ها به صورت سهام گوناگون به فروش رسیده. قنات هایی نیز وجود دارد که وقف می باشد.[1]


[1] ‏محمد برشان، پیشینه قنات در ایران، همان، ص 21.

کاریزهای خراسان وقفی و دولتی بودند

در یک تقسیم ‏بندی، کاریز‌ها به دولتی و وقفی طبقه بندی می‌شدند. خود کاریز سناباد (مشهد) موقوفه آستان قدس بود.(امام، 1348، 161) در شهرستان‌ها نیز همین رویه بود چنانچه قوچان در عهد ناصری دو کاریز داشت که یک رشته اش وقف و جهت آب رسانی به خانه‌های شهری بود و دیگری متعلق به حکومت بود و برای آبرسانی به عمارت شهر جاری بود.(نقدی، 1390، 133) قریه فیض آباد از توابع ترشیز نیز قناتش وقفی بود (وقف مدرسه و مسجد جامع شهر) و از شهر می گذشت تا باغستان ها را مشروب کند.[1]


[1] ‏رضا نقدی، جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری، ویراسته‌ی سید جلال قیامی میرحسینی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۹۰، ص 332.

سیل گیر تاریخی مشهد

در خراسان حتی‏ المقدور سعی می‌شد که از ایجاد کاریز در مناطق سیل‏خیز خودداری شود و در مواردی که می‌رفت تا سیل، همه جا را فرا بگیرد کاریزها را می‌بستند.(مجتبوی، 1374، 82) معدود مواردی بودند که قبل از حادثه، پیشگیری به عمل می‌آمد که نمونه آن مسیل آب خیابان تهران (خیابان امام رضای امروزی) در سال 1314ه.ش بود. این سیل گیر کوچک که توسط بلدیه (شهرداری) احداث شد مانع از سیل دامنه‌های قله معجونی(از نزدیک‌ترین کوه ها به شهر) می‌شد اما فقط قسمتی از نیاز شهر را برطرف می‌کرد.(روزنامه آزادی، 1314، 1)