برخی فعالیت های سیمان شرق در دهه 90

انتقال کارخانه به واحد مرکزی در نزدیکی مجتمع سیمان شرق به منظور تسهیل در دسترسی به مواد اولیه و استفاده بهینه از زمین کارخانه در شرکت فرآورده های سیمان شرق. (امیرحسینی و توکلی، 1393، 13).

مدیرعامل وقت سیمان شرق مهندس علی توکلی در مجمع عمومی سالیانه شرکت سیمان شرق که در 20/08/1393 در هتل سیمرغ تهران تشکیل شده بود گفت:

«امروز با افتخار اعلام می کنیم که این شرکت با سابقه 65 سال از زمان تاسیس اکنون تمام خطوط تولید آن بازسازی شده و امروز تمام خطوط آن با تکنولوژی روز کار می کند بطوری که قدیمترین خط تولید کارخانه شما تنها 17 سال از عمرش می گذرد» (امیرحسینی و توکلی، 1393، 13).

باتوجه به افزایش روزافزون بیکاری در استان، شرکت سیمان شرق با اجرای این طرح (انتقال کلینکر مشهد به خواف) توانست برای تعدادی از هموطنان به طور مستقیم و غیرمستقیم اشتغال ایجاد کند و به نوعی در حل معضل بیکاری گام بردارد (دانش و تلاش، ش45، 1395، 1).

مرتضی شرافت

گزیده روایت او از زندگی‌اش چنین است:

در بهمن ماه ۱۳۵۸ در رشته مکانیک از دانشگاه امیرکبیر فارغ التحصیل شدم. در سال ۶۶-13۶۵ به‏عنوان شاگرد اول کنکور ورودی در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت صنایع در دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شدم، اما به علت اشتغال موفق به دفاع از پایاننامه نشدم. همچنین در امتحان دکتری اعزام به خارج از کشور نیز پذیرفته شدم اما به علت عدم ارائه پایاننامه فوق لیسانس، موفق به ادامه تحصیل در مقطع دکتری نشدم. در زمینه کاری، کارم را از کارشناسی ساده شروع کرده و تا عضویت در سرپرستی ارتقا پیدا نمودم. مدت ۱۰ سال مسئولیت‏های مختلفی در سازمان پژوهش‏های علمی و صنعتی ایران داشتم. در آن زمان وزیر وقت، حکم اعضای شورای سرپرستی را صادر می نمود و طبیعتاً برای من هم حکم صادر شد. مدت ۳ سال نیز در سازمان بنادر و کشتی‏رانی مشغول به کار بودم که یک سال آن سمت مدیر کل طرح و برنامه و ۲ سال دیگر، معاون طرح و برنامه و عضو هیئت عامل بودم. آن زمان در سازمان بنادر و کشتیرانی ایران، معاونت پارلمانی وجود نداشت و از آنجائیکه مسئولیت تأمین اعتبارات طرح‏های عمرانی و تجهیزات فنّی با من بود، برای تأمین اعتبارات در جلسات علنی یا کمیسیونهای مختلف مجلس شورای اسلامی نیز شرکت می‏کردم. اعتبارات تخصیص یافته به سازمان عمدتاً صرف نوسازی و تکمیل بنادر امام خمینی، شهید رجایی، انزلی، بوشهر و چابهار و تأمین جرثقیل چراغ دریایی یدک کش و ... می شد. به مدت ۴ ماه نیز مشاور برنامه‏ریزی استراتژیک و صادرات شرکت ایران پویا بودم اما در سال ۱۳۷۲ کارم را با صنعت سیمان و با شرکت فارس خوزستان شروع نمودم و به ترتیب مدیر کارخانه ماشین سازی البرز آبیک، مدیر کارخانه سیمان بهبهان، مدیر عامل شرکت سیمان سفید نی ریز، مدیر عامل شرکت سیمان قائن، قائم مقام مدیر عامل سیمان آبیک به مدت ۲ سال، مدیر عامل سیمان آبیک به مدت ۶ ماه بودم و از تاریخ 21/07/1385 هم مدیرعامل سیمان شرق هستم (تاریخ پایان همکاری: 10/11/1386).

به نظر این‌جانب هر فردی که میخواهد در سطوح مدیریتی کار کند باید به یک سبک مدیریتی اعتقاد داشته و در عمل سعی کند از آن روش و سبک استفاده نماید. پس از مطالعه مباحث مدیریتی به مدیریت جمعی و کار تیمی اعتقاد پیدا کردم. از نظر مدیریتی به سه اصل اساسی اعتقاد راسخ دارم این سه اصل عبارتند از: سلسله مراتب و سازمان کار، نظم و ایمنی. این سه اصل از اهمیّت بسیار بالایی برخوردارند (دانش و تلاش، ش3، 1386، 6-5).

مدیریت نادرست آب

الگوی نادرست مصرف و هدر رفت آب در مرحله انتقال از مبادین عرضه تا مصر ف كننده نهایی و همچنین تفكیك نشدن آب شرب و بهداشتی از جمله مواردی است که به مدیریت غلط آب باز می گردد.[1] طبق آخرین آمار در جهان، حدود 1.3 میلیارد نفر از ناکافی بودن و غیربهداشتی بودن آب آشامیدنی و 2 میلیارد نفر نیز از ناکافی بودن تسهیلات بهداشتی رنج می‌برند.(کارپیشه، 1395، 30)

در ایران با گسترده شدن خشکسالی‌ها و عدم مدیریت آب، مرگ تدریجی زمین به برنامه کشور تبدیل شده است.(رضایی و حسینی، 1401، 1) این در حالی اتفاق می افتد که امروز پس از گذشت هزاران سال، تجاربی در دنیا وجود دارد که در آنها تخصیص آب بر مبنای وارد نمودن ملاحظات اکولوژیکی صورت گرفته است. در این دیگاه های نوین مدیریتی، طبیعت به عنوان یک مصرف کننده قانونی آب شناخته می شود و دارای حقابه نانوشته است. بدیهی است این شیوه مدیریتی می تواند گامی اساسی در نیل به توسعه پایدار در این گونه جوامع تلقی گردد.[2]

ما از آن غافلیم.


[1] ‏محمدجانی و یزدانیان، «تحلیل وضعیت بحران آب در كشور و الزامات مدیریت آن»، 135.

[2] ‏سیدحسن مهدوی فر، آب از منظر فرهنگ و اجتماع، همان، ص 72.

سیاست های آبی بعد از انقلاب

پس از انقلاب سال 1357، سازمان‌ها و نهادهای دولتی مانند وزارت نیرو، ادارات کشاورزی و مراکز خدمات روستایی و مهندسی زراعی و جهاد سازندگی به ساخت سد و بند انحرافی، دهانه و سردهنه برای نهرهای سنّتی و یا بازسازی و پوشش آنها کردند(کمالی، 1364، 2-1). در این سال‌ها آستان قدس رضوی نیز اقدام به بازسازی سردهنه‌های خراسان کرد که البته به دلیل علمی نبودن، ناکام ماند(پاپلی‌یزدی، 1400، 70).

در اوایل انقلاب روستاییان توسط هیأت 7 نفره صاحب زمین شدند و چند سالی به همین روش زراعت صورت می‌گرفت ولی بعدها خود کشاورزان با میل و رغبت اراضی مزروعی را بین خود تقسیم کردند.(قنبری، 1381، 183) هیأت های 7 نفره خرده مالکی را رونق دادند که خسارت هایی به منابع آبی وارد کرد.

در برنامه سوم توسعه قید شد که به منظور جلب منابع مالی بیشتر جهت سرمایه گذاری و تسریع در اجرای طرح‌های تأمین آب و خاک کشاورزی، شبکه‌های اصلی و فرعی آبیاری و زهکشی طرح‌های کوچک آبی و احیاء قنوات و چشمه سارها و... اعتبارات لازم را در بودجه‌های سالانه منظور و از طریق وزارتخانه ذیربط در اختیار بانک کشاورزی قرار دهند.(کوچ‏پیده و کیخسروی، 1386، 88)

تعریف نظام آبیاری در خراسان

با شناخت منابع آبی و نظام های آبیاری می توان با آگاهی بیشتر، از بروز خشکسالی هایی که مداخله مستقیم انسان در آن نقش دارد پیشگیری کرد.

در شرق کم باران، صرفه جویی در آب به خاطر مصارف آن در کشاورزی به حداکثر ممکن رسیده است و در نواحی مختلف جغرافیایی مناطق شرقی که دارای اقلیم مشابهی نیستند نظام های مختلف پیچیده آبیاری به مرور شکل گرفته و تکامل یافته است. این نظام های آبیاری و اشکال مختلف آن در تمام مناطق شرقی به خصوص نواحی اطراف کویر تقریباً ناشناخته مانده.[1] چون از دیرباز زندگی خراسانیان به آب پیوسته بود، شبکه آبیاری و نظام دقیقی که به وجود آمد نشانگر اهمیت آب و نیاز به پاسداری از منابع آبی و توزیع عادلانه آب در میان ساکنان و کاربرد دقیق آب برای کشاورزی و نیازهای انسانی است.[2] با توجه به اینکه بارندگی در استان خراسان عمدتاً در اسفند، فروردین و اردیبهشت صورت می گیرد و به بیان دیگر رژیم بارندگی، زمستانه-بهاره است، بنابراین در فصل کشت، از آب باران و جریان های سطحی کمتر بهره برداری می شده و در نتیجه به اجبار از آب های زیرزمینی برای کشت محصولات کشاوزی استفاده می شده است.[3]

این نظامات از قدیم الایام در ایران وجود داشت اما برای خشکسالی نیاز به تکمیل این نظام بود خصوصاً مناطقی که میزان باران سالیانه در آنجا زیاد نبود و یا در بعضی فصول اصولاً بارندگی نمی شد اهمیت خاص می یافت.[4]


[1] ‏جواد صفی نژاد، نظامهای آبیاری سنتی در ایران، ج 1، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۵۹، ص 7.

[2] ‏رک حسین کریمیان بجستانی، «نظام آبیاری سنتی در بجستان»، همان.

[3] ‏سعداله ولایتی، «بررسی بحران آب استان خراسان»، همان، ص214.

[4] ‏مهدی فرشاد، تاریخ مهندسی در ایران، تهران، میرماه، ۱۳۸۹، ص 234.

تبعیض در مدیریت خشکسالی

امروزه تمامی برنامه ریزی های اقتصادی انجام شده در زمینه مدیریت خشكسالی و آسیب پذیری كشاورزان منطقه بر اساس روندهای حاكم بر سطوح ملی یا منطقه ای استوار است و اینگونه تفاوت های میان گروه های مختلف كشاورزان از لحاظ تفاوت های آسیب پذیری در برنامه های دولتی و حمایتی در نظر گرفته نشده است. حتی برخی برنامه های حمایتی مالی و اجتماعی و اقتصادی، با فرض اولیه برقراری عدالت و برابری، به افزایش واقعی نابرابری و آسیب پذیری نامتقارن منجر شده است. لذا منطقی است به منظور عدالت، هدفمندی و اثربخشی هر چه بیشتر برنامه های حمایتی و آموزشی، نهادهای دولتی در كنار توجه به شرایط و محدوده های مكانی، نسبت به در نظر گرفتن واقعیت های آسیب پذیری گروه های مختلف كشاورزان اقدام نمایند.[1]


[1] ‏مجتبی سوختانلو، حسام الدین غلامی، و محمد شوکتی آمقانی، «شناسایی شاخص های آسیب پذیری اقتصادی میان كشاورزان در شرایط خشكسالی (مطالعه موردی:كشاورزان گندم كار استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد)‏»، همایش ملی توسعه روستایی، ۱۳۹۱، ص 5.

مدیریت مردمی خشکسالی

نگاه سنتی به خشکسالی که از طریق مشاهده نحوه سازگاری شرایط بومی توسعه یافته است از این جهت حائز اهمیت است که تمام مهارت ها و نوآوری های مردم را شامل می شود و خرد جمعی و ابتکاری جامعه را ترسیم می کند. دانش بومی منحصر به یک فرهنگ است و نقش مهمی در تعریف هویت جامعه که اینجا خراسان است ایفا می کند.[1]

شاید این انتقاد مطرح شود که هر چقدر حکمرانی، بومی ‏تر شود، دانش روز را پس می زند و به نظام های سنتی زراعی هایی عقب مانده و زاییده ضرورت نظام فئودالی میدان خواهد داد. این عبارات اغراق آمیز حتی اگر ذره ای به حقیقت نزدیک باشند نمی توانند منکر کار جمعی در نظامات بومی باشد.(صفی نژاد، 1368، 93)

موانع:

  • سرزنش بومیان از سوی دانشگاهیان و پژوهشگران.
  • نگرش منفی سازمان‌ها و نهادها به تلفیق دانش بومی و نوین در زمینه مدیریت خشکسالی.‏(کارپیشه، 1395، 117)‏‏

این مسئله نیاز به آسیب شناسی دارد. در وهله نخست به نظر می رسد بهتر است جای استفاده از مدیریت تلفیقی، که شاید واژه تلفیق در آن به جمع دو نقیض اشاره می کند، از اصطلاحی استفاده کرد که بیشتر سازش بین روش های سنتی و مدرن را پیشنهاد می کند و نه صرفاً تلفیق آن را. به بیان دیگر باید تکثرگرایی از آن مستفاد شود و هر دو را لازم و اجرایی قلمداد کند و در عین حال حد و مرزها را هم بشناسد. شاید بهترین انتخاب، خود «مدیریت مردمی» باشد زیرا در این اصطلاح، مدیریت، تماماً به دست دولت مدرن و یا کشاورز سنتی نیست بلکه در مشارکت با هر دوی آنها به علاوه دیگر اقشار جامعه کار می کند.

در این میان راهکارهای بومی مورد استفاده کشاورزان در سه گروه زیر تعریف می شوند:

  1. گروه مدیریت منابع آبی:
        1. لایروبی مسیر انتقال آب.
        2. اندود کردن جوی ها با استفاده از خاک رس.
        3. کوبیدن انهار توسط تراکتور.
        4. احداث استخرهای آبی.
        5. استفاده از سدهای کوچک خالی.
        6. ماله زنی و دیسک زنی زمین پس از آبیاری.
        7. خرید آب.
        8. کاهش آب مورد استفاده در دوره آبیاری.
        9. تعمیر سدهای قدیمی.
        10. استفاده از تانکرهای سیار.
  2. گروه مدیریت زراعی:
        1. تغییر اندازه کرت ها.
        2. تغییر نوع محصول
        3. استفاده از روش کم آبیاری.
        4. آیش زمین.
        5. کنترل علف های هرز.
  3. راهکارهای غیر فنی:
        1. مهاجرت اعضای خانوار.
        2. فروش دارایی.
        3. اجاره دادن بخشی از اراضی.
        4. دعا و طلب باران.[2]


[1] ‏لیلا کارپیشه، استراتژی های مدیریت خشکسالی (با تأکید بر تلفیق دانش بومی و نوین)، همان، ص 59.

[2] همان، ص 114.

کاستی های حوزه آب

به طور کلی مشکلات در حوزه آب و کشاورزی عبارت اند از:

  1. تلفات زیاد آب در مزارع كشاورزی
  2. بهره برداری نامناسب از تأسیسات آبیاری موجود
  3. نشت آب از كانال های انتقال آب
  4. نامناسب بودن شكل و اندازه مزارع در ارتباط با مقدار آب و نحوه آبیاری
  5. نبود آگاهی كشاورزان از اهمیت بهینه سازی و كارایی مصرف آب آبیاری
  6. استفاده نكردن از روش های آبیاری مناسب
  7. قیمت گذاری نامناسب منابع آب
  8. نامناسب بودن كیفیت بعضی از اراضی
  9. نامناسب بودن كیفیت منابع آب مورد استفاده به ویژه آب های زیرزمینی (تهدید كمی و كیفی این منابع)
  10. نامناسب بودن الگو و تراكم كشت محصولات زراعی و باغی
  11. توجه نكردن به میزان مصرف آن در انتخاب تولید محصولات كشاورزی
  12. اعمال نكردن تعرفه های مناسب مصرف آب برای محصولات مختلف و نامناسب بودن نظام قیمت گذاری آب.[1]

از تبعات عدم وجود مدیریت یکپارچه در مدیریت آب می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ‏‏نداشتن تعریف واحدی از خشکسالی.
  • در اولویت نبودن برنامه‌های مقابله با خشکسالی.
  • تخصیص ناموزون و نابرابر منابع مالی و انسانی به امر مقابله با خشکسالی.
  • اولویت بخشی یه برنامه‌های کوتاه مدت مقابله با خشکسالی.
  • نبود منابع اطلاعاتی مناسب و در دسترس نبودن اطلاعات واقعی در مورد میزان خسارت‌های وارده از خشکسالی که امر برنامه‏ریزی برای مقابله با خشکسالی را با مشکلات مضاعفی روبرو می‌ساخت.‏(کارپیشه، 1395، 121)

مورد قابل ذکر دیگر، تمرکز سیاست‌های آبی بر مهار آب‌های سطحی بود که موجب غفلت از توجه به مواردی مانند اصلاح نظام‌های آبیاری و اتخاذ الگوهای کشت متناسب منطقه‌ای شد. مسئله دیگر بی ارزش کردن جایگاه آب در نزد مردم خصوصاً کشاورزان بود که اصلی‌ترین دلیل آن را می‌توان تولید آب ارزان یا رایگان دانست.» ‏(مهدوی‏فر، 1393، 99-98)


[1] ‏محمدجانی و یزدانیان، «تحلیل وضعیت بحران آب در كشور و الزامات مدیریت آن»، 130.