سیل گیر تاریخی مشهد
در خراسان حتی المقدور سعی میشد که از ایجاد کاریز در مناطق سیلخیز خودداری شود و در مواردی که میرفت تا سیل، همه جا را فرا بگیرد کاریزها را میبستند.(مجتبوی، 1374، 82) معدود مواردی بودند که قبل از حادثه، پیشگیری به عمل میآمد که نمونه آن مسیل آب خیابان تهران (خیابان امام رضای امروزی) در سال 1314ه.ش بود. این سیل گیر کوچک که توسط بلدیه (شهرداری) احداث شد مانع از سیل دامنههای قله معجونی(از نزدیکترین کوه ها به شهر) میشد اما فقط قسمتی از نیاز شهر را برطرف میکرد.(روزنامه آزادی، 1314، 1)
علما و شهرها
در شهرهای ایران نهادی به عنوان ریاست مطرح بوده که ابواب جمعی داشته است. این نهاد در واقع به یک معنا حکومت-شهر محلی بوده است. رئیس آن یا خودش از علمای حدیث است یا خودش فقیه است یا ارتباط خانوادگی نزدیکی با این جماعت دارد و کاملاً حضور امر دینی و امر عرفی در شهرهای ایران دیده می شود. عرف نیز بخشی از آن اخلاقیات سلطنت از نوع سنتی آن و قواعدی بود که در تفکر سیاسی-اخلاقی ایرانشهری وجود داشت. به تدریج املاک وقفی از دست اشراف فئودال ایلی خارج می شد و به دست امامان و مشایخ می افتاد.
اما از جهت دیگر اگر یک عالم وظیفه خود را اعم از خطیبی و مصدری و واعظی و ساعوری و قضاوت و... درست انجام می داد به تحرک اجتماعی و اخلاق اجتماعی کمک می کرد. اما به نظر می رسد این وظایف هم درست انجام نمی شد. آگاهی طبقاتی کم بود و به عنوان مثال با تغییر اذان سنی به شیعی یا برعکس مردمانِ یک شهر متوجه می شدند که دولت عوض شده است در صورتی که نظارت مردمان بر حاکمان مبانی فقهی دارد و وظیفه علما آگاه کردن مردمان از وضعیت سیاسی مملکت است.

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...