در تاریخ ایران دسته ای از علما وجود داشته اند که معمولاٌ از آنها با عنوان "علمای قشری" یاد شده است. وضعیت این علما را در دوره پساعباسی رشیدالدین اینگونه توصیف می کند: علمای بی اصل و نسب همه جا را فراگرفته و علمای صاحب ناموس متدین در کنج عزلت خزیده بودند و بارها شده بود که حکام مغول مراتب حیرت و تعجب خود را اظهار می کردند از اینکه چنان علمایی برای پشیزی مال دنیا و کسب قدرت چه کارها که نمی کردند و این تصویری نادرست از اسلام نزد مغولان ارائه می کرد و نه تصویری درست که آنان به واسطه آن شیفته اسلام شوند.[1]

 


[1] ‏بحرانی، «رشیدالدین فضل الله (۷۱۸-۶۴۵ ه.ق)»، 211.