نسل چرخ گوشتی
نسل من توی چرخ گوشت دهه 60 متولد شد. ما توی نظام ناکارمد فرهنگی-اجتماعی چرخ شدیم. نسل ما نتونست ظرفیت های بزرگ خودشو به ظهور برسونه. کسی نبود راه و رسم زندگی رو به ما یاد بده. هیچکس نگفت از جوونیت چطور استفاده کن. زندگی ما به بطالت گذشت و وقتی به خودآگاهی رسیدیم که دیگه دیر شده بود. چرخ گوشت از ما موجودات له شده ای ساخت که حتی نمی تونست سرپا بایسته. قدرت چرخ گوشت به قدری زیاد بود که حتی روی اندام ما تأثیر منفی گذاشت چه برسه به روان مون. این لهیدگی در دهه چهارم زندگی ما به اوج خودش رسید. در دهه چهارم دیگه ما از داخل سوراخ های چرخ گوشت بیرون اومده بودیم. تا دیروز اگر تیغ های چرخ گوشت، فرهنگ و جامعه بود امروز از نظام ناکارامد سیاسی و اقتصادی نیز بی بهره نموندیم. ما قربانی تکبر بزرگان خودمون شدیم. بزرگانی که مثل انگل در سرتاسر هرم اجتماعی پخش شده بودند و اسکلت بندی چرخ گوشت رو تشکیل می دادند. از خانواده و خاندان تا مدرسه و دانشگاه تا... همگی مقصر این زوال دردناک هستند. زندگی ما با جنگ شروع شد و احتمالاً با نفرت زائدالوصفی به پایان می رسه. ولی امیدوارم خشمی که در این بین وجود داره (رگه های خون توی گوشت چرخ کرده) دامن گوشت خواران بیرون از چرخه چرخ گوشت رو بگیره و به یک نقرس بی علاج دچارشون کنه تا شاید با مرگ اونها، چرخ گوشت هم نابود بشه.
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...