مقایسه دو جهان بینی که در دو زمان متفاوت و دو جامعه متفاوت روی داده اند شاید کامل نباشد اما از یک لحاظ می تواند راهگشا باشد. با توجه به اینکه ما در زمان و مکانی خاص زندگی می کنیم این پرسش مطرح است که آیا وقت آن نرسیده که با کنار نهادن دین، نوزایی خودمان را تجربه کنیم؟ دین در طول تاریخ اگر یک نیاز تلقی شده است، به خاطر ضرورت های جوامع همان روزگار بوده است. مثلاً تعالیم دین اسلام ممکن است برای جامعه آن روز عربستان مفید بوده باشد ولی امروز چهارده قرن از آن زمان گذشته و بزرگترین تحولات بشری طی دو قرن اخیر روی داده است. بشر عوض شده، پوست انداخته، متحول شده... حالا بیاییم در جامعه ایران. با توجه به خیرش های اعتراضی همیشگی در تاریخ ما آیا جامعه ما اکنون به این بلوغ نرسیده که از این احکام فراتر رود؟ طبق نظریات مصطفی ملکیان هر ایسمی اگر یکی از سه معیار «عقلانیت»، «حقوق بشر» و «اخلاق جهانی» را نداشته باشد مقبول انسان قرن 21 نیست و نفوذ فرهنگی ندارد. به نظر شما ایدئولوژی اسلامی حاکم بر ایران با کدام معیارهای فوق سازگار است؟ هیچکدام.

حالا برای این قطع ارتباط باید چه کار کرد؟

پاسخ خیلی ساده است: نگاه تان به دین را تغییر دهید

برای این کار یک بار بدون تعصب آیات قرآن را بخوانید

مثلاً آیه 24 سوره نساء می گوید شما اگر در جنگ زنانی را اسیر کرده اید حتی اگر آنها شوهردار باشند مجازید که با آنان بخوابید.

کاری که مسلمانان صدر اسلام با زنان ایرانی و مسلمانان داعشی با زنان ایزدی می کردند.

حال از خود بپرسید آیا این حکم انسانی است؟اگر فکر می‌کنید انسانی نیست قیدش را بزنید نیاز نیست توجیه و تفسیر کنید چون آیه به طور واضح اجازه تجاوز می‌دهد.

نترسید، ترس دشمن ماست.

بندها را بگسلید. آخوندها سالها ما را در مرحله روخوانی قرآن نگه داشتند و نگذاشتند وارد مراحل بعدی که مهمترین آن انتقاد است شویم.

یک بار برای همیشه از خود بپرسید واقعا چه نیازی به دین هست وقتی اخلاق، انسانیت، عقلانیت و حقوق بشر وجود دارد

همانطور که ذکر شد علاوه بر معیارهای انسانی، اعلامیه حقوق بشر نیز می تواند مورد استناد قرار بگیرد. در زیر به پاره ای از اصول منشور حقوق بشر با تعالیم اسلامی در بوته قیاس قرار گرفته است:

همه اصول سی گانه در اعلامیه جهانی حقوق بشر درباره افراد بشر است و حقوقی که تک تک مردم باید از آن برخوردار باشند

این اعلامیه، به دلایل مختلف، در رسانه‌های ایرانی بازتاب چندانی نداشته است

اصل 1 حقوق بشر:

  • آزادی، برابری و برادری.

تفاوت با اسلام:

برابری در اسلام منوط به اجرای «تکلیف» است نه به داشتن «حق»

طبق تعالیم اسلام، در بین انسان‌ها، مسلمانان بر دیگران برتری دارند و در بین مسلمانان، باتقواترین افراد بر دیگران برتری دارند. همین باعث می‌شود کسی که فکر می‌کند باتقواترین است خود را حاکم بر مردم می‌داند و خود را به عنوان ولی معرفی می‌کند.

اگر یک یهودی یا بهایی یا مسیحی در کشور اسلامی با یکی از اتباع مسلمان اختلافی پیدا کرد، مطابق شرع و بر اساس قانون شرع باید به آن رسیدگی شود. این همان قانونی است که بر اساس آن مجازات یک جرم مشابه، برای صاحبان ادیان متفاوت، مختلف است. مثلاً مسلمان برای قتل غیر مسلمان قصاص نمی‌شود. یا مرد به دلیل قتل زن قصاص نمی‌شود، و اگر بشود، خانواده مقتول باید نیمی از دیه یا خون بهای زن را به خانواده قاتل بپردازد؛ زیرا بر اساس شرع، ارزش زن نصف ارزش مرد است. یا در جامعه اسلامی، اگر فردی از یک خاندان غیر مسلمان به اسلام بگرود، شرعاً مالک همه دارایی‌های خانواده خود می‌شود.

در اسلام زن و مرد برابر نیستند:

با توجه به آیه 282 سوره البقرة

شهادت زنان نصف شهادت مردان حساب می‌شود.

خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست.

قرآن، سوره النساء (4) آیه 11

سهم زنان از ارث در اسلام نصف سهم مردان است. این مسئله با اصل یکم اعلامیه جهان‌شمول حقوق بشر سازمان ملل متحد که حقوق تمامی افراد بشر را یکسان می‌داند در تضاد است.

مردان را بر زنان مرتبتی است وخدا پیروزمند و حکیم است.

قرآن، سوره البقرة (2) آیه 228

در این آیه بطور صریح تاکید شده است که مردان در درجه‌ای بالاتر از زنان قرار دارند و لذا برتر از آنان هستند. نابرابری حقوقی میان زنان و مردان برخاسته از این واقعیت است که ادیان در دوران مردسالاری شکل گرفته‌اند.

مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه می‌دهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیف‌اند و فرمان خدای را نگاه می‌دارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمان‌برداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید.

قرآن، سوره النساء (4) آیه 34

در این آیه مردان برتر از زنان خوانده شده‌اند. یک دلیل برتری مردان به زنان برتری ذاتی آنها است که خداوند به آنها داده است. دلیل دیگر این برتری آن است که مردان به زنان نفقه (پول) می‌دهند. رابطه زن و مرد رابطه‌ای نابرابر است که به رابطه بین فرمانده و فرمان‌بردار تشبیه شده است و زنان مجبورند از مردان فرمان‌برداری کنند. مردان درصورتی که «بیم» نافرمانی (و نه حتی در حالتی که این نافرمانی واقعاً رخ دهد) باید زنان را با سه روشی که آمده است تنبیه کنند، یکی از این تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند. بعد از آن نباید به آنها ظلم کنند، یعنی در صورتی که بیم نافرمانی دارند، مردها باید به آنها ظلم کنند. کتک زدن زنان مجازاتی ظالمانه است و در تضاد با اصل 5 ام اعلامیه جهان‌شمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است. همچنین ماده 11 ام اعلامیه جهان‌شمول حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام می‌دارد که هیچ‌کس را نمی‌توان بدون حضور در دادگاه دارای صلاحیت محکوم و مجازات کرد، لذا تصمیم‌گیری خودسرانه در مورد زن و تنبیه فیزیکی او از طرف مرد کاملاً محکوم است.


اصل 2 حقوق بشر:

  • هرکسی می‌تواند از حقوق و آزادی‌های مندرج در اعلامیه بدون هیچ تفاوتی از لحاظ نژاد، جنس، زبان، مذهب و عقیده سیاسی بهره‌مند گردد.

👇

تفاوت با اسلام:

در اسلام فقط یک عقیده آزاد است و آن اسلام است. مثلاً اگر شما بهائی باشید از همه چیز محروم می‌شوید و مورد ظلم قرار می‌گیرید.


اصل 3 تا 11 حقوق بشر

  • هر انسان حق حیات دارد.
  • هرگونه تجاوز به زندگی و تمامیت جسمی انسان ممنوع است.
  • برده‌داری ممنوع است.
  • همه در برابر قانون، مساوی هستند.
  • اگر انسانی زندانی شد باید جسمش ایمن باشد.
  • اگر انسانی زندانی شد حق دفاع از خود را دارد.
  • هر انسان حق مراجعه به دادگاه را دارد.
  • هیچ انسانی نباید تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار گیرد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت باشد.

👇

تفاوت با اسلام:

برده‌داری در اسلام پذیرفته شده است.

کنیز (برده) مؤمنه بهتر از آزاد زن مشرکه است

قرآن، سوره البقرة (2) آیه 221

کنیزان را می‌توان با اجازه از صاحبانشان به زنی گرفت و با آنها نکاح کرد

قرآن، سوره النساء (4) آیه 25

در اسلام حق حیات فقط در سایه «مجوز شرعی» به رسمیت شناخته می‌شود.

در اسلام مجازات هر انسانی منوط به «مقتضای شرع» است.

روشن نیست که آیا «مقتضای شرع» همان قوانین شرع است یا نوعی مصلحت‌بینی؟

و کسانی که زنان خود را به زنا متهم می‌کنند، اگر نتوانند 4 شاهد پیدا کنند می‌توانند خود چهار بار شهادت بدهند در راه خدا که او از راست‌گویان است. (این عمل را لعان گویند).

در اسلام

یک مرد می‌تواند با 4 بار شهادت دادن در راه خدا زنش را متهم به زنا کند


اصل 12 تا 17 حقوق بشر

مرد و زن به طور مساوی حق دارند با اراده آزاد خود ازدواج کنند.

👇

در اسلام:

زن مسلمان نمی‌تواند با مرد غیر مسلمان ازدواج نماید. در این مورد خاص، علمای دینی شیعه در ایران، حتی ازدواج زن شیعه با مرد سنی را هم مکروه می‌دانند.

مردان مشرک تا ایمان نیاورده‌اند زن مؤمنه مدهید (قرآن، سوره البقرة، آیه 221)

در اسلام اگر مردی سه بار همسرش را طلاق دهد، و بخواهد برای بار چهارم با او ازدواج کند باید آن زن حتماً با شخص سومی ازدواج کند و با او همبستر شود. در واقع برای تنبیه مرد از بدن زن استفاده می‌شود. این وظیفه سنگین را معمولاً در طول تاریخ خود روحانیت مبارز انجام می‌داده است.


حقوق بشر:

اگر زن و شوهر تصمیم به جدایی بگیرند در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می‌باشند.

👇

اسلام:

اگر مشکلی در روابط زوجین پدیدار شود، در صورت وجود پدر یا جدّ پدری، حق انتخاب و نوع تربیت فرزند از مادر سلب می‌شود.


حقوق بشر:

هر شخص به طور فردی یا اجتماعی حق مالکیت دارد و احدی را نمی‌توان خودسرانه از حق مالکیت محروم نمود.

👇

اسلام:

مالکیت را مشروط به «شرعی» بودن آن می‌کند.


حقوق بشر:

  • هر انسان حق دارد اقامتگاهی داشته باشند و از یک زندگی خصوصی که دور از مزاحمت‌های دیگران باشد، بهره‌مند شود.
  • هر انسان حق دارد کشور خود را ترک کند و به کشور دیگری پناهنده شود.


اصل 18 تا 21 حقوق بشر

هر انسان حق آزادی اندیشه دارد.

هر انسان حق آزادی عقیده دارد.

هر انسان حق آزادی مذهب دارد.

هر انسان حق آزادی بیان دارد.

هر انسان حق مشارکت در اداره امور عمومی کشور خود از طریق شرکت در انتخابات را دارد.

اصل 18: هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی برخوردار باشد.

👇

در اسلام:

نه تنها هیچ‌گونه تضمینی برای حق آزادی مذهب یا تغییر آن قائل نمی‌شود، بلکه تغییر دین و مذهب از اسلام به دینی دیگر را منع می‌کند.

سوره توبه آیه 29:

با هر کسی که از اهل کتاب (یهودی و مسیحی و…) که ایمان به الله و روز قیامت نیاورده و آنچه را که الله و پیامبرش محمد حرام کرده‌اند، حرام نمی‌داند، و به آیین اسلام نمی‌گرود، قتال و جنگ کنید تا آنگاه که ذلت و سرافکندگی به اسلام جزیه (مالیات) دهد.

در اسلام آزادی به شرط عدم مغایرت با اصول شرع مجاز است، به عبارت دیگر، آزادی عقیده و بیان تا حدی قابل تحمل است که با عقیدۀ رسمی ِ دینی ِ دولتی منافاتی نداشته باشد. بنابراین هرگونه تفکر یا بیان در خارج از چارچوب رسمی دولتی ممنوع است.


اعلامیه حقوق بشر

اصل 22 تا 27

  • هر انسان حق دارد از حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که برای کرامت شخصیت او ضروری است برخوردار گردد.
  • هر انسان حق برخورداری از شغل دارد.
  • هر انسان حق برخورداری از تأمین اجتماعی دارد.
  • از سلامت همه انسان‌ها باید دفاع کرد.
  • حقوق مادران و کودکان باید رعایت شود.
  • هر انسان حق تفریح دارد.
  • هر انسان حق تعلیم و تربیت دارد.


نتیجه:

اگر هر دو اعلامیه حقوق بشر جهانی و حقوق بشر اسلامی را به‌مثابه ریسمان در نظر بگیریم، ریسمان حقوق بشر جهانی احتمالاً می‌تواند ما را از ته چاه بیرون بیاورد و ریسمان اسلام همچون طنابی باشد که چوبه دار، تبعیض و قصاص به آن متصل شده‌اند.

اعلامیه جهانی حقوق بشر تلاشی است برای کشیدن خط بطلان بر تمام آدم‌کشی‌ها. کوششی برای آزاد کردن بشر از قید رنگ و نژاد و دین و فراهم کردن زمینه برابر به جای نگاه از بالا به پایین.

انسان قرن 21 علاوه بر پایبندی به حقوق بشر با قبول اخلاق جهانی می‌تواند در مسیر درست زندگی قرار بگیرد. اخلاق جهانی عبارت است از ارزش‌هایی که برای همه افراد روی زمین قابل قبول است و به صلح، هماهنگی و خوشبختی می‌انجامد .