مشهدی ها وقتی چیزی می شنوند که هضم آن سخت است و از پاسخ به آن عاجزند می گویند: «یره خواهر و مادر». این اصطلاح اصولاً فاقد معنی است ولی رواج دارد چون هم موجز است هم به دلیل وجود واژه های خواهر و مادر، بار احساسی حمل می کند. با این مقدمه برویم سراغ بحث اصلی. گاهی تماس هایی با من گرفته می شود و به خاطر نوشته هایم تهدید می شوم. اشتراکاتی در این تهدیدها وجود دارد که برای من تداعی کننده خواهر و مادر است. یک نمونه آن وقتی بود که از اطلاعات به من زنگ زدند و گفتند ما می دانیم تو اغتشاش می کنی و می خواهیم از تو بپرسیم آیا دوست داری خواهر و مادرت لخت بیرون بیایند؟ آیا می دانستی کارهایت 2 سال حبس دارد؟! یک نمونه دیگر وقتی بود که یک استاد دانشگاه به من زنگ زد و گفت تو در یکی از نوشته هایت فحش دادی. آیا اگر کسی به خواهر و مادر تو بگوید سلیطه خوب است؟ آیا می دانستی این کارت 100 ضربه شلاق دارد؟! از آن عنصر اطلاعاتی که انتظاری نمی رود ولی درباره استاد دانشگاه... قبلش می خواهم بگویم ما ایرانی ها چه اطلاعاتی چه استاد دانشگاه، از سطح خواهر و مادر فراتر نمی رویم. گویی در مغز ما ایرانی ها فیلترهای خواهر و مادر کار گذاشته اند.

آیا تا به حال کسی را دیده اید که به یک شخص داغدار بگوید چرا بر سر مزار عزیزت به زمین و زمان فحش می دادی؟ می خواهم به اینجا برسم که ما به کانتکس کار نداریم، به کنه مطالب کار نداریم، فقط آن جایی که خواهر و مادر باشد زود از راه می رسیم. دلیل شباهت بین استاد دانشگاه و عنصر اطلاعاتی در اینجا این است که هر دو در یک سیستم واحد رشد کرده اند. استاد دانشگاه اصلا کار ندارد به تو چه گذشته او فقط می‌خواهد سرزنش کند. او هیچوقت اظهار تأسف نمی‌کند. او دنیا را جلسه دفاع می بیند. واژه ها برای او مهم اند نه رنج های تو. آنها با مقاله بزرگ شده اند نه با عواطف. مثل آن اطلاعاتی که با باتوم بزرگ شده. هیچکدامشان نمی گویند ما خشم تو را درک می‌کنیم. واقعیت این است که ما حاضریم به پای ناموس، حق و حقیقت را قربانی کنیم. این هم به خاطر همان خواهر و مادر و یا همان ذهن جنسیت زده ماست که از بین همه معانی سلیطه، آخرین معنی آن را به ذهنمان می آورد.