کلیدواژه های تجزیه طلبی در ایران
تجزیه طلبی در ایران به جریان استعماری با قدمت 150 تا 200 سال پیش باز می گردد. در ایران این جریان عمدتاً توسط روس ها و انگلیسی ها سازماندهی شده است. اصولاً روس ها در این زمینه بسیار فعال بوده و علاوه بر ایران، در کل خاورمیانه فعالیت هایی صورت داده اند (مثلاً در ترکیه آتاتورک و عراق صدام). انگلیسی ها نیز معمولاً اعراب تجزیه طلب جنوب ایران را ساپورت کرده اند. دستورالعمل آنها این بوده که ایران به واحدهای کوچک تر تقسیم شود. کشورهای کوچکتری که همیشه با هم درگیر هستند برای غربی ها منافع بیشتری دارند. یک سیاست قدیمی که انگلیسی ها خیلی در آن جهت کوشیده اند این است که تفرقه بیانداز و حکومت کن. مرزبندی بی خود و بی جهت و تفرت پراکنی از اهداف این جریان فکری است که به دنبال تفرقه بین اقوام ایرانی است. اشخاصی که فریب آنها را می خورند کلیدواژه های خاصی در ادبیات شان پیدا می شود. قبلاً علناً به خود تجزیه گرا می گفتند که بعد تبدیل شد به قوم گرا. بعد شد هویت طلب قومی و در برهه ای خلق های دموکرات. واژه های دیگری نیز در بین آنها معمول بوده است؛ مثلاً فدرالیسم، پان، اقلیت و... در مقابل همه این کلمات، پاسخ هایی هم از سمت مقابل دریافت کرده اند. مثلاً ما در ایران اقلیت نداریم، همه ایرانی هستند و هیچکس کم نیست. ممکن است آنها شما را با واژه هایی مثل فاشیست یا پانفارس یاد کنند در حالی که ما چیزی به نام پانفارس نداریم. در تاریخ به همه ایرانیان فارس می گفتند و به کشور ایران پارس می گفتند. این پارس ربطی به استان فارس امروزی نداشته و حتی کانون های مهم زبان فارسی، خراسان و آذربایجان بوده است. اما در 40، 50 سال گذشته سرمایه گذاری کلانی روی انحراف از واقعیت های تاریخی در ایران انجام گرفته تا بلکه مردم استان های مختلف را از یک واحد مستقل به نام ایران جدا سازند. البته نمی توان چشم را بر کمبودهای اقوام بست ولی راه حل تجزیه طلبی، نازل ترین راه حل ممکن است و معمولاً آدم های عامی، بلندپرواز و منفعت طلب را جذب کرده و نه قشر فرهیخته را. در خیزش انقلابی اخیر (1401) ثابت شد که خواست مردم به شدت ملی است. کردستان برای زاهدان و زاهدان برای کردستان شعار داد. احتمال تجزیه طلبی در ایران بسیار کم است و کسانی که مخالف این نظر هستند در اعداد و ارقام خود دچار اشتباهات مهلک شده اند.
الهام گرفته از گزارش گمان شکن شروین وکیلی درباره تجزبه
می خواهم این پست را به این توئیت زیبا مزین کنم:
به عنوان یک کورد، مایلم نکته ای را درمورد کوردهای ایران و مساله تجزیه طلبی به شما بگویم.
اول اینکه،بحث جدایی طلبی،تاکتیک ج.ا. برای سرکوب اقلیتها ست.کوردها خواهان حقوق برابر و دسترسی یکسان به منابع ملی هستند.
اکثریت کوردها،جدایی از ایران را،حتی از طریق دموکراتیک هم نمی خواهند.به دو دلیل:
۱. کوردستان فاقد ذخایر طبیعی است که در فردای جدایی بتواند هزینه های کشورداری و رفاه و زندگی عادی مردم را تامین کند. این مانعی بزرگ برای جدایی طلبی است.
۲. تجربه کوردستان عراق (خیلی از کوردهای کوردستان عراق فکر میکنند زندگی آنها در زمان قبل از استقلال به مراتب بهتر از الان بود).
۳.کوردهای ایران اشتراکات فرهنگی بسیار در هم تنیده ای با سایر ایرانیها دارند و به همین دلیل، تمایلی به جدایی ندارند.
۴.کوردها یکپارچه نیستند و در میان خود به اقلیت در اقلیت تقسیم می شوند: کورد سورانی/کلهر/گوران/کورمانج و شیعه/سنی/یارسان کردستان/کرمانشاه/ایلام تقسیم می شوند که هرکدام عقاید سیاسی مذهبی و فرهنگی متفاوتی دارند.
من به شما اطمینان میدهم هیچ کسی به هیچ وجه نخواهد توانست برای مساله جدایی حتی ۱۰ درصد از اینها را همراه کند.
پیام من به کسانی که اطلاع کافی از مساله کوردها ندارند این است که فریب حرفهای بی پایه و اساس را نخورید. ما کوردها عاشق ایرانیم، و به ایرانی بودنمان افتخار میکنیم. ![]()
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...