برای گسترش زبان مادری ام...
برای گسترش زبان مادری ام، دختر زیبایی را گماشته می کنم که در یک کوی چندزبانه، دیگ آش رشته ای برپا کند و به رایگان به مردم آش بدهد. نخست با اشاره دست، مردم را به خوردن فرا بخواند و سپس به آنها بفهماند اسم این خوراک آش است. کسی که "آش" را یاد بگیرد بعد از مدتی ناچار است "کاسه" را هم یاد بگیرد. همچنین "قاشق"، سپس "کشک"، "نعنا داغ"، "پیاز داغ" و... بعد از مدتی "سلام"، "چطوری؟"، "خسته نباشی" و "اهل کجایی؟". اگر آن شخص دلداده دختر بشود -که بی گمان خواهد شد- همه زبان مادری مرا به آسانی یاد می گیرد.
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۶/۱۸ ساعت ۱۰:۳۴ ق.ظ توسط آزاد
|
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...