چکیده:

 

هنر و ادبیات پیوندی ناگسستنی با یکدیگر دارند طوریکه پیشرفت هر یک رشد دیگری را به همراه دارد. دوره افشاریه و زندیه را می توان برزخ یا پلی دانست میان دنیای صفویه و دنیای قاجاریه که وظیفه انتقال ادب و فرهنگ به دوره جدید را بر عهده داشت. هنر و ادبیات به ناچار باید از این فیلتر تاریخی عبور می کردند. محصول این عبور با همه مشکلاتی که بر سر راه بود تکامل تدریجی این دو مقوله را در پی داشت. تغییر در ساختار های هنری و سبک های ادبی باعث یک خیزش به سمت جلو بود. در این تحقیق بررسی می کنیم که جنگ ها و خشونت های این دوره چه اثری در هنر و ادبیات گذاشت و آیا ذوق هنری و ادبی حاکمان علارقم خشونت ها باعث رشد این مقولات شد یا برعکس به عقب ماندگی آن انجامید؟ روش تحقیق پیش رو، روش تحقیق تاریخی به صورت کتابخانه ای است و گردآوری آن با فیش برداری انجام شده است.

 

 

 

کلید واژه:

 

هنر، ادبیات، افشاریه، زندیه، نادرشاه، کریم خان، نقاشی، معماری، ادبیات، شعر

 

 

مقدمه

 

محققین با نگاه هایی بعضاً تعصب آمیز به هنر و ادبیات دوره افشاریه و زندیه نگریسته اند و مثلاً کشتن شاعران مخالف به دست نادرشاه را اقدامی در جهت تضعیف ادبیات در دوره افشاری می دانند اما با نگاهی کلی به این دوره ها شاید بتوان نتایج دیگری گرفت. به این منظور باید بی طرفی اختیار نمود، از جانب داری پرهیز و با نگاهی دقیق و تیزبینانه به قضیه نگاه کرد. بررسی برخی از متون نثر و نظم در این دوره کار ما را برای تصمیم گیری راحت تر می کند همچنین با نگاهی به نقش و نگارها و مقایسه آنها با دوره های قبل می توانیم به یک نتیجه گیری کلی درباره هنر دوره افشاریه و زندیه برسیم. در فصل بندی، ابتدا هنر دو دوره بررسی می شود و سپس ادبیات از نظر خواهد گذشت.

بخش اول: هنر در دوره افشاریه و زندیه

 

مقدمه بحث )

 

برخی مورخین، هنر دوره اسلامی را به اشتباه هنر عربی می دانند در صورتی که این هنر ها تحت تأثیر هنرهای اقوام بین النهرین، ایران و ترک به شیوه های خاص خود وجود داشته است.[1] خواستگاه هنر در دوره افشاریه و زندیه را می توان دوره صفویه دانست لیک با تغییراتی در سلیقه ها که بیشتر متمایل به غرب شده بود.[2] برخی از محققین از عدم کارایی هنر در ایران پس از روی کار آمدن افغان ها سخن گفته اند.[3] با نگاهی به آثار دوره افشاریه و زندیه با برخی منتقدان هم عقیده خواهیم شد که آثار این دوره از راه سنتی خودشان منحرف شده اند و به سمت هنر اروپا گرایش پیدا کرده اند اما نمی توان منکر هنرمندانی شدکه در دفاع از هنر ایرانی دست به کار شده بودند. آنها نمی توانستند برخلاف نظر مردم کار کنند.[4] نوعی غربزدگی در هنر بوجود آمده و معماری از اصالت خود فاصله گرفته بود. با این وجود، هنر مسیر تکاملی خود را می پیمود.

 

 

وضعیت هنر در دوره افشاریه )

 

نادرشاه در صدد بود در خراسان برای خود پایتختی زیبا بسازد و اگر زمانه به او مجال می داد شهری می ساخت که لایق سطوت و شوکت پادشاهیش باشد. قبلاً هم سنگتراشان و درودگرانی را به قندهار فرستاده بود که آنجا را نمونه دهلی کنند و احتمالاً همینان بودند که سنگ های کوهستانهای کلات را تراشیدند.[5] اما در دوران نادر، جنگ و درگیریهای مداوم رشد هنر را مختل کرده بود.[6] به نظر می رسد رویای احیای صفویه در دوران افشاریه هنرها را تحت تأثیر خود قرار می داد؛[7] اما رشد چندانی نداشت. البته برخی محققین ادعا می کنند یک هفتم کل موسیقی ایران از آن افشارهاست و دستگاه افشاری از دلپذیرترین و پر هیجان ترین دستگاه های موسیقی ایران است.[8] می گویند نادر اهل طرب را دوست داشته و در مجالس جشن و سرور خود از آنها استفاده می کرده است. نادر در دهلی وقتی قصد تاجبخشی به محمدشاه را داشت ارباب طرب در حضورش آوازی زیبا خواند و نادر بر آن شد که چهارهزار روپیه به نوازنده و خواننده انعام دهد.[9]

در معماری، تنها بنای کاملی که از دوره افشار باقی است کاخ خورشید است که شبیه بناهای اسلامی هند است.[10] البته از کارهای معماری دیگری نظیر مرمت زیارتگاه مشهد و استفاده از آجرهای طلایی در طرح آن که در این دوره انجام شد نباید گذشت.[11] مجموعه باغ دولت آباد یزد نیز در دوره افشاریه به دست حاکم یزد به نام محمدتقی خان یزدی در سال 1160 ه.ق ساخته شد که می توان معماری آن را از هنرهای دوره افشاریه شمرد.[12] از تالار نادری در قزوین که ظاهراً از یهترین آثار معماری دوران افشاریست چیزی باقی نمانده است.[13] از جمله هنرهای درباری نقاشی است که نادرشاه به آن توجه زیادی دارد. کاخ خورشید که برای زندگی خانوادگی نادر ساخته شده بود به نقش های دیواری بسیار از شاهزادگان آراسته شده بود. در هند نیز هنرمندان آن دیار از نادر نقش هایی کشیده اند.[14]

نادر یک نقاش آلمانی به نام کاسل را با حقوق سالیانه هزار روبل استخدام کرد که صحنه های نبرد او را نقاشی کند. کاسل هشت تصویر از نادر کشید.[15] به نظر می رسد استفاده از همین هنرمندان اروپایی در ایران تأثیر شیوه نقاشی اروپایی را در ایران بارز کرده باشد.[16] البته از تصاویر کاسل هیچکدام باقی نمانده است.[17] «تعدادی از نقاشی های گل و پرندگان همدوش با نوع ملی گرایانه از نقاشی که از زمان نادر به بعد از علاقه و حمایت قابل اعتنایی برخوردار شد رواج یافت و آثار عاشقانه و طبیعت گرایانه در تقابل شدید با سبک رئالیستی این دوره قرار گرفت.»[18]

موضوع یکی از نقاشی های الحاقی به تالار اصلی چهل ستون جنگ کرنال است و در این نقاشی یا دیوارنگاره، نادرشاه تبرزین به دست و سوار بر اسب و محمدشاه گورکانی سوار بر فیل میان انبوه سپاهیان به چشم می خورند. ویژگی اروپایی این دیوارنگاره سایه اندازه رنگ، برجسته نمایی و ژرف نمایی است.[19] از نقاشان ایرانی دوره افشار می توان از محمدصادق و علی اشرف نام برد.[20]

از دیگر هنرهای محبوب نادرشاه خط نویسی است. خود نادرشاه نیز خط خوبی داشته و نمونه خطی که به او منسوب است از اسلوب پخته ای برخوردار می باشد.[21] تمایل نادر برای ساختن تختی شکوهمند همپایه تخت طاووس هند، هنر ظریف جواهرسازی را رواج می دهد. تخت نادری نمونه ای از هنر دوران افشاریست.[22]

 

 

وضعیت هنر در دوره زندیه )

 

شیراز در دوره زندیه شاهد رشد گرایش به تلفیق قالب های صفوی و سبک چهره نگاری اروپایی به علاوه ذوق و سلیقه عامیانه ایرانی بود.[23] کریم خان برای بهبود وضع هنر گام های خوبی برداشت.[24] علاقه و توجه او به هنر باعث رواج موقت این رشته شد که با مرگ او نیز از میان رفت.[25] کریم خان ذوق هنری داشت و اغلب ساختمانهایی که به دستور وی ساخته شد، خود طراحی کرده بود.[26]

تلاش وی یادآور تلاش های شاه عباس در زمینه هنر بود. او قصد داشت شیراز را اصفهان دوم کند. در واقع سرتاسر سلطنت کریم خان پوشیده شده بود از افسانه بازسازی و بهبود سیاسی و فرهنگی تمدن صفوی.[27] سازندگی های کریم خان در شیراز، شاهدی بر این ادعاست.

ساختمان دیوانخانه: تصویری از کریم خان و پسرش ابوالفتح خان زینت بخش تالار اصلی دیوانخانه بود. جلوی عمارت با نقش های اسطوره ای تاریخ ایران نظیر جنگ رستم و اشکبوس تزئین شده بود.[28]

عمارت کلاه فرهنگی: نمای خارجی با نقوش تاریخی و اسطوره ای نظیر بر تخت نشستن سلیمان و مجالس شکار تزئین شده بود.[29]

مسجد وکیل: از شاهکارهای معماری اسلامی در ایران است. ستون های سنگی به صورت مارپیچ تراشیده شده اند.[30]

 

ارگ کریم خانی: مقر حکومت کریم خان زند بود و اطراف آن را برج و بارو در بر گرفته بود.[31] برای ساختن این بنا کریم خان دستور داد معماران و هنرمندان بسیار از سراسر کشور در شیراز جمع شوند. درهای قصر همگی از گل و گیاه و اشکال حیوانات نقاشی شده بود. کاشی های سردر ارگ مملو از نقاشی های اساطیر ایران باستان بود. کاشی های داخل تزئین شده بود. در میدان وسیع مقابل ارگ نیز محلی برای نوازندگان وجود داشت.[32]

بازار وکیل: طرح سنتی بازارهای ایران را دارد.[33]

ایوان دارالعماره ( دیوانخانه یا ایوان تخت مرمر ): اتاق های دو طرف بنا به علت وجود نقاشی های متعدد نقاشخانه نام دارد.[34]

خلوت کریم خانی: دارای کاشی کاریهای زیبا و ستونهای مرمری بود.[35]

بقعه هفت تنان، بقعه چهل تنان و آثار دیگری که نماینده هنر عصر زندیه بودند به وجود آمدند.[36]

در دوره کریم خان، آرامگاه سعدی و حافظ با هنرمندی تمام به شکل نیکویی مرمت شد.[37] با آنکه کریم خان مرد تحصیل کرده ای نبود به هنر توجه ویژه ای داشت؛ خطاطی و موسیقی و نقاشی در دوره او وضعیت خوبی داشت. شیشه گری، شمشیرسازی و میناکاری نیز در عصر زند رواج داشت.[38] در دوره زندیه نقاشی ها خیلی ساده و بدون تزئین هستند.[39] «نقوش به جا مانده در نقاشی های دیواری، ادامه سبک مینیاتور را گواهی می دهد با این تفاوت که مینیاتور عصر زند به شدت متأثر از "سبک شیراز" است.»[40]

ابعاد نقاشی های این دوره نسبتاً بزرگ است و تحت نفوذ شیوه اروپایی یا به اصطلاح فرنگی قرار دارند.[41] نقاشی های دوره زند بیشتر انسان را در شرایط آرام نشان می دهند مثلاً زنی در حال باد زدن خود یا دختری در حال نواختن سه تار و یا جوانی با نوشته ای در دست. این خود بیانگر اینست که پس از زمامداری نادر آرامشی نسبی در ایران حکمفرما شده است.[42] البته زنان در این نقاشی ها چاق، با چهره ای گرد و چشمان درشت به تصویر کشیده شده اند که خود بیانگر احوالات و نوع لباس پوشیدن در آن دوره است.[43] برای اولین بار در دوره زندیه نقاشی پشت شیشه ای از شیراز شروع شد.[44] نگارگری نیز که در دوره نادر به رکود نسبی نشسته بود در زمان استیلای سلاطین زند مجدداً شکوفا گشت.[45] از نقاشان معروف دوره زند محمد هادی، محمد باقر،[46] ابوالحسن غفاری، علی اشرف، میرزا بابا و بهرام شیرازی را می توان نام برد[47] که اکثر تابلوهایشان تصاویر درباریان را به نمایش داده است.

 

 

بخش دوم: ادبیات در دوره افشاریه و زندیه

 

مقدمه بحث )

 

پس از انقراض صفویه، در نتیجه جنگ های فئودال ها با یکدیگر، فقدان امنیت و آشفتگی وضع اقتصادی، مجالی برای رشد و پیشرفت ادبیات فارسی ایجاد نشد.[48] شعر به جمعیت خاطر و آرامش نیاز داشت که در عهد نادر فراهم نبود.[49] کریم خان نسبت به ادبیات بی اعتنا نبود اما سیمای درخشانی از آن ظاهر نکرد.[50] البته برخی محققین معتقدند در این دوره اثار ناشی از سیاست خشک مذهبی صفویه از بین رفت و بار دیگر فعالیت های فکری و عقلی در میان جامعه ایرانی آغاز گردید و ارتباط ایران با اروپا و آشنا شدن بعضی افراد باسواد ایرانی با مظاهر تمدن علمی اروپا، به توسعه نهضت ادبی و علمی ایرانی کمک کرد.[51] با این که نادر شعرایی که به او اهانت می کردند را کشت اما روی دادن تحولات در این عهد مقدمه نهضت ادبی را فراهم کرد.[52] در دوره زندیه علی مردان خان، شهاب ترشیزی را بر آن داشت که تاریخ زندیه را به شیوه شاهنامه به سلک نظم کشد.[53]

 

 

وضعیت ادبیات در دوره افشاریه )

 

درباره دوره افشار اظهار اظهار نظر ها زیاد است. برخی دوره افشار را تنها دوره جنگ می دانند و عصر خاموشی ادیبان نام می نهند در حالیکه با از میان رفتن دخالت درباریان و باز شدن فضای باز در جامعه، اندیشه ها نیز در حال رهایی بود.[54]

البته خود نادر هم آنچنان که می گویند نسبت به کتاب بی تفاوت نبوده است و علاقه اش به کتاب رموز حمزه خود گویای این مسأله است. مطالب این کتاب درباره عمر، زندگی، مجلس آرایی ها و جنگ ها توجه نادر را به خود جلب کرده بود تا جایی که نادر حاضر است تمام خزائنش را در برابر این کتاب فدا کند. این کتاب متعلق به محمدشاه بود که او نیز چون نادر دلبسته آن بود و حاضر نبود او را به نادرشاه تقدیم کند و فقط بعضی وقت ها فرستاده ای با کتاب نزد نادر روانه می کرد تا پس از ملاحظه نادرشاه، آن را بازگرداند. فرستاده محمدشاه می گفت: بردن تمام خزائن نادر، آن اهمیت را در نظر محمدشاه ندارد که بردن این کتاب؛ و اینگونه دل نادر را می سوزاند.[55]

تاریخ افشاریه از همان ابتدا با شعر شروع شد آن هنگام که ظریفی ناشناس "الخیر فی ما وقع" را "لاخیر فی ما وقع" اعلام کرد.

و دیگری گفت:

بریدیم از مال و از جان طمع                به تاریخ الخیر فی ما وقع

و مخالفی دیگر چنین گفت:

طهماسبقلی نه می نه پیمانه گذاشت                 در خرمن ما نه خوشه نه دانه گذاشت[56]

وقتی سکه به نام نادر زده شد، این بیت روی آن درج گردید:

 

سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان               نادر ایران زمین و خسرو گیتی ستان[57]

سجع مهر نادر نیز چنین بود:

نگین دولت و دین رفته بود چون از جا               به نام نادر ایران قرار داد خدا[58]

شواهدی موجود است که نماینده محبت متقابل نادر و اهل معرفت با یکدیگر است از جمله وقتی که لشکر نادر در کرت نخست در محاصره بغداد از توپال عثمان پاشا شکست خورده و به کرمانشاه و همدان بازگشت می کرده است. سپهسالار ملامحمد علی فردوسی ثانی را که بر بالای خامه ریگی پیاده و حیران ایستاده بود ملاحظه می کند و از او در باب ناسازگاری روزگار می پرسد، ملا بالبداهه این ابیات را می سراید:

از این رفتن و آمدن عار نیست              که بی جزر و مد بحر ذخار نیست

شکست صدف تا نشد آشکار                 هویدا نشد گوهر شاهوار

نادر از تسلی بخشی او خشنود شد و او را مشمول محبت هایش قرار داد.[59] تنها شاعری که نادر او را قدر می شناخت میرزا مهدی خان فغانی استرآبادی بود که در زبان جغتایی تبحری به سزا داشت. موقعیت های جنگی نادرشاه و سردارانش چنان درخشان بود که شاعران را جز مدح و ستایش آن گریزی نبود.[60]

تعداد کتاب های ادبی و تاریخی دوره افشار کم نیست و در همان مدت کم جنبشی ادبی به زعامت مشتاق اصفهانی شکل گرفت و با تشکیل انجمن ادبی مشتاق شالوده ای در ادبیات ایران ریخته شد که ثمره اش در دوران زند و قاجار نیز نمایان است. آنها سبک هندی را کنار زدند و به ساختن منظومه های نغز پرداختند.[61]

 

 

وضعیت ادبیات در دوره زندیه )

 

شاعران عصر زند در غزل سرایی، سعدی را و در قصیده، عنصری، فرخی، منوچهری و سنایی را مورد تقلید قرار می دادند اما باید توجه داشت اینان همه مقلدان صرف بودند.[62] می گویند کریم خان هنگام فرار از یکی از جنگ هایش بیتی از فردوسی را می خواند که نشانه الهام گرفتن او از شاهنامه است:

گریز به هنگام و سر بر به جای              به از پهلوانی و سر زیر پای[63]

از نظر ادبی، دوره زند دارای یک امتیاز خاص است و آن اینکه در این دوره سبک شعر هندی به پایان رسید و شاعران در صدد بازگشت به شیوه های کهن برآمدند تا جایی که لطفعلی آذربیگدلی به تألیف آتشکده پرداخت.[64] نمونه ای از شعر دوران زند از لطفعلی آذربیگدلی به این شرح است:

به شیخ شهر فقیری ز جوع برد پناه                  بدان امید که از لطف خواهدش نان داد
هزار مسئله پرسیدش از مسائل و گفت               که گر جواب نگفتی نخواهمت نان داد
نداشت حال جدال آن فقیر و شیخ غیور                   ببرد آبش و نانش نداد تا جان داد
عجب که با همه دانایی آن نمی دانست               که حق به بنده نه روزی به شرط ایمان داد
من و ملازمت آستان پیر مغان                         که جام می به کف کافر مسلمان داد[65]

نمونه ای از نثر دوران زند بدین شرح است:

«والاجاه، کریم خان وکیل الدوله جم اقتدار، با تأنی و تأمل و توقف می امد و تماشای بازار و دکاکین می نمود و تحسین و آفرین می فرمود تا آن که به سر چهارسو به در دکان عالی جاه، آقامیرباقر گرگ یراق مذکور رسید. بر کرسی نشست و به ملا فاطمه شیرین شمایل فرمود: شعرهای نصیحت آمیز بخوان و مترس که ما از سخن راست نمی رنجیم. اگرچه کلام حق، تلخ است اما در مذاق ما شیرین است. آن صنم لاله عذار سرمست این شعر را برخواند: من کلام حافظ:

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد                که این عجوزه عروس هزار داماد است »[66]

همانطور که شعر فارسی به همت مشتاق اصفهانی، هاتف، آذربیگدلی و صباحی کاشانی اصلاح شد. نثر فارسی هم بدست قائم مقام فراهانی اقتدار ادبی خود را بدست آورد.[67]

اگر دوره سلطنت فتح علی شاه را از جهت رونق ادبیات فارسی بررسی کنیم آن را مدیون  عصر زند می بینیم. در این عصر بود که نثر فارسی از حال انحطاط زمان صفویه خارج و در راهی صحیح انداخته شد.[68]

ظهور بسیاری از تربیت شدگان عهد زندیه با دوره قاجار موافق افتاد و این خود یکی از قضایای مسلم تاریخ تمدن است که آثار تعلیم و تربیت و تحولات علمی و اجتماعی یک نسل و یک دوره در نسل ها و دوره های بعد آشکار می گردد.[69]

 

 

منابع و مآخذ:


[1] - جوادی، شهره: «تاریخ هنر ایران و جهان»، کتاب ماه هنر، تیر 1379، شماره 22، نورمگز، http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=103876

[2] - ابراهیم زاده، فرزانه: «گزارش میزگرد بررسی هنر ایران در دوره افشاریه، زندیه و قاجار»، پایگاه اینترنتی فرهنگستان هنر، شماره 44، http://www.honar.ac.ir/Publisher/lett_news/show.asp?id=87

[3] - رک: جعفریان، محمودرضا: «هنر کتاب آرایی در ایران/تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی؛کتاب آرایی، مجله کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، مهر 1387، شماره 125، نورمگز،  http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=343084

[4] - اسکارچیا، جیان روبرتو: هنر صفوی، زند، قاجار: ترجمه یعقوب آژند، تهران، مولی، 1376، ص 37.

[5] - شعبانی، رضا: تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، چ2، بی جا، موسسه انتشارات نوین، 1369، ص 329.

[6] - جعفریان، محمودرضا: «هنر کتاب آرایی در ایران/تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی؛کتاب آرایی، مجله کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، مهر 1387، شماره 125، نورمگز،  http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=343084

[7] - رک: اسکارچیا، جیان روبرتو: هنر صفوی، زند، قاجار: ترجمه یعقوب آژند، تهران، مولی، 1376، ص 38.

[8] - مومن کرمانی، ملامحمد: صحیفه الارشاد، تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران، علم، 1384، ص 294.

[9] - شعبانی، رضا: تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، چ2، بی جا، موسسه انتشارات نوین، 1369، ص 303.

[10] - مشتاق، خلیل: هنر و معماری ایران در دوره باستان و دوره اسلامی، تهران، آزاداندیشان، 1387، ص 216.

[11] - اسکارچیا، جیان روبرتو: هنر صفوی، زند، قاجار: ترجمه یعقوب آژند، تهران، مولی، 1376، صص 38-37.

[12] - مشتاق، خلیل: همان، ص 233.

[13] - اسکارچیا، جیان روبرتو: همان، ص 38.

[14] - شعبانی، رضا: تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، چ2، بی جا، موسسه انتشارات نوین، 1369، ص 327.

[15] - همان، ص 328.

[16] - رک: رهنورد، زهرا: تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی، تهران، سمت، 1386، ص 157.

[17] - رهنورد، زهرا: همان، صص 160-159.

[18] - اسکارچیا، جیان روبرتو: هنر صفوی، زند، قاجار: ترجمه یعقوب آژند، تهران، مولی، 1376، ص 37.

[19] - رهنورد، زهرا: همان، ص 158.

[20] - همان، صص 160-159.

[21] - شعبانی، رضا: تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، چ2، بی جا، موسسه انتشارات نوین، 1369، ص 336.

[22] - همان، ص 334.

[23] - اسکارچیا، جیان روبرتو: هنر صفوی، زند، قاجار: ترجمه یعقوب آژند، تهران، مولی، 1376، ص 41.

[24] - ریپکا، یان: تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ترجمه عیسی شهابی، تهران، علمی و فرهنگی، 1381، ص 431.

[25] - جعفریان، محمودرضا: «هنر کتاب آرایی در ایران/تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی؛کتاب آرایی، مجله کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، مهر 1387، شماره 125، نورمگز،  http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=343084

[26] - قدیانی، عباس: تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران در دوره افشاریه و زندیه، تهران، انتشارات فرهنگ مکتوب، 1384، ص 153.

[27] - اسکارچیا، جیان روبرتو: همان، ص 39.

[28] - قدیانی، عباس: همان، صص 149-147.

[29] - همان

[30] - همان

[31] - مشتاق، خلیل: هنر و معماری ایران در دوره باستان و دوره اسلامی، تهران، آزاداندیشان، 1387، ص 216.

[32] - قدیانی، عباس: تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران در دوره افشاریه و زندیه، تهران، انتشارات فرهنگ مکتوب، 1384، صص 147-146.

[33] - همان، صص 149-147.

[34] - همان، صص 153-151.

[35] - همان.

[36] - همان، صص 149-147.

[37] - همان، ص 145.

[38] - هاشم پور سبحانی، توفیق: تاریخ ادبیات ایران، تهران، زوار، 1386، ص 460.

[39] - ابراهیم زاده، فرزانه: «گزارش میزگرد بررسی هنر ایران در دوره افشاریه، زندیه و قاجار»، پایگاه اینترنتی فرهنگستان هنر، شماره 44، http://www.honar.ac.ir/Publisher/lett_news/show.asp?id=87

[40] - قدیانی، عباس: همان، ص 153.

[41] - حسینی، مهدی: «نگارگری در دوره زند و قاجار»، مجله هنر، تابستان و پاییز 1371، شماره 22، نورمگز، http://www.noormags.com/view/fa/ArticlePage/162766

[42] - همان، ص 57.

[43] - رهنورد، زهرا: تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی، تهران، سمت، 1386، ص 165.

[44] - ابراهیم زاده، فرزانه: «گزارش میزگرد بررسی هنر ایران در دوره افشاریه، زندیه و قاجار»، پایگاه اینترنتی فرهنگستان هنر، شماره 44، http://www.honar.ac.ir/Publisher/lett_news/show.asp?id=87

[45] - حسینی، مهدی: همان.

[46] - رهنورد، زهرا: همان، صص 168-167.

[47] - قدیانی، عباس: همان، صص 154-153.

[48] - راوندی، مرتضی: تاریخ اجتماعی ایران، تهران، نگاه، 1382، ج8، ص 149.

[49] - هاشم پور سبحانی، توفیق: تاریخ ادبیات ایران، تهران، زوار، 1386، ص 457.

[50] - راوندی، مرتضی: همان.

[51] - شمیم، علی اصغر: ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، بهزاد، 1387، ص 381.

[52] - هاشم پور سبحانی، توفیق: همان، صص 458-457.

[53] - ریپکا، یان: تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ترجمه عیسی شهابی، تهران، علمی و فرهنگی، 1381، ص 431.

[54] - شعبانی، رضا: تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، چ2، بی جا، موسسه انتشارات نوین، 1369، ص 340.

[55] - همان، ص 336.

[56] - نوایی، عبدالحسین: نادرشاه و بازماندگانش، تهران، زرین، 1368، ص 145.

[57] - غفاری کاشانی، قاضی احمد بن محمد: تاریخ نگارستان، مرتضی مدرس گیلانی، تهران، کتابفروشی حافظ، 1414 ق، ص 392.

[58] - اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان: تاریخ منتظم ناصری، تصحیح محمد اسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1367، ج2، ص 1128.

[59] - شعبانی، رضا: تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، چ2، بی جا، موسسه انتشارات نوین، 1369، ص 337.

[60] - ریپکا، یان: تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ترجمه عیسی شهابی، تهران، علمی و فرهنگی، 1381، ص 430.

[61] - شعبانی، رضا: همان، ص 342.

[62] - هاشم پور سبحانی، توفیق: تاریخ ادبیات ایران، تهران، زوار، 1386، ص 460.

[63] - آصف، محمدهاشم: رستم التواریخ، تصحیح میترا مهرآبادی، تهران، دنیای کتاب، 1382، ص 287.

[64] - هاشم پور سبحانی، توفیق: همان.

[65] - همان، ص 466.

[66] - آصف، محمدهاشم: رستم التواریخ، تصحیح میترا مهرآبادی، تهران، دنیای کتاب، 1382، ص 362.

[67] - اقبال آشتیانی، عباس: تاریخ مغول، تهران، امیرکبیر، 1384، ص 544.

[68] - پیرنیا، حسن/اقبال آشتیانی، عباس: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، تهران، خیام، 1380، ص 809.

[69] - خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین: تاریخ حبیب السیر، چ4، تهران، خیام، 1380، ج1، مقدمه، ص 8.