گزیده ای از دفتر یکم تا ششم (گاهان تا وندیداد)
گزیده ای از اوستا
گردآوری جواد رحیمی
گزیده ای از دفتر یکم (گاهان)
سروده یکم (اهونودگاه)ای مزدا ! ای سپند مینو!اینک در آغاز با دستهای برآورده ،ترا نماز می گزارم و خواستار بهروزی و رامشم{بشود که}با کردارهای اشه و با همه ی خرد و منش نیک ،روان آفرینش را خشنود کنم.ای مزدا اهوره! با منش نیک به تو روی می آورم.پاداش هر دو جهان استومند و مینوی را که از اشه است و دین آگاهان را گشایش و رامش می بخشد ، به من ارزانی دار.ای اشه ! آن بخششی را که پاداش منش نیک است به ما ارزانی دار.ای مزدا ! ما {خواستاریم که}از آن تو و در شمار اهوراییان باشیم که هستی را نو می کنند.تو نیز مارا در پرتو اشه یاری کن تا هنگامی که خرد ما دستخوش دو دلی است ،اندیشه های ما به هم نزدیک باشد.ای مزدا ! هنگامی که تو را با منش خویش ،سر آغاز و سر انجام هستی و پدر منش نیک شناختم و آنگاه که تو را با چشم دل دیدم ،دریافتم که تویی آفریدگار راستین اشه و داور کردارهای جهانیان .آرمیتی هر جا که اندیشه در پرستش و دو دلی باشد،رهنمونی می کند.دانای روشن بین باید دانشجو را بیاگاهاند.ای مزدا اهوره ! تو ما را آموزگار منش نیک باش.به گفتار کسی گوش فرا دهید که به اشه می اندیشد،بدان فرزانه ای که درمان بخش زندگی است بدان کسی که در گفتار راستین ،توانا و گشاده زبان است.ای مزدا اهوره ! با آذر فروزان خویش ،واپسین جایگاه هر دو گروه را آشکار کن.آموزگار بد با آموزش خویش ،سخن ایزدی را بر می گرداند و خرد زندگی را تباه می کند.براستی بهترین چیزها آموزش راستین و هوشمندانه ی مردی دین آگاه است.ای مزدا اهوره ! مرا آرزوست که با تو دیدار و همپرسگی کنم.ای اهوره ! خود را به من بنمای و در پرتو آرمیتی توش و توانم ده.ای مزدا اهوره ! بی گمان این پاداش آرمانی را به تن و جان کسانی ارزانی می داری که با منش نیک کار می کنند و در پرتو اشه آموزش خرد نیک تو را بدرستی به پیش می برند و خواست ترا بر آورند و برای پیشرفت جهان می کوشند.
سروده دوم (اشتودگاه)مزدا اهوره ی به همه کارتوانا چنین بر نهاده است:بهروزی از آن کسی است که دیگران را به بهروزی برساند ،نیرو و پایداری را براستی از تو خواستارم ،کسی که برای دیگران خواستار روشنایی است،روشنایی بدو ارزانی خواهد شد.ای مزدا ! دلدادگان تو در پرتو نیک اگاهی و پاکی به تو خواهند پیوست.ای مزدا ! تو را پاک شناختم ، آنگاه که در سر آغاز آفرینش زندگی دیدمت و دریافتم که چگونه تا پایان گردش آفرینش ، کردارها و گفتارها را با هنر خویش ،مزد بر نهاده ای :پاداش نیک برای نیکان و سزای بد برای بدان.ای مزدا اهوره ! براستی تو را پاک شناختم ، آنگاه که منش نیک نزد من آمد و پرسید : چگونه خود را باز می شناسانی؟ومن بدو پاسخ دادم : با دهش آن نماز که نزد آذر تو می گذارم ،تا بدان هنگام که توش و توان هست به اشه خواهم اندیشید.اینک بپرس از ما و بدان سان که می خواهی ،ما را بیازمای ،چرا که پرسش و آمون تو ،رهبران را نیرومندی وبرتری می بخشد.با ستایش ها و نیایشهای خویش بدو روی می آورم وبا چشم دل اورا می بینم.مزدا اهوره با شهریاری مینوی خویش ،ما را نیروی کار کردن بخشد تا در پرتو منش نیک و اشه و با نیک آگاهی به پیشرفت کار مردمان بکوشیم.آن کس که در پرتو اشه بهترین خواست زرتشت ، ساختن جهانی نو ، را براستی بر آورد ، پاداش زندگی جاودانه سزاوار اوست و در این جهان زایای بارآور نیز هر آنچه دلخاه اوست ، بدست خواهد آورد.
سروده سوم (سپنتمدگاه)آن کس که نیک می انیشد یا بد ، بی گمان دین و گفتار و کردار خود را نیز چنان خواهد کرد و خواهش او پیرو گزینش آزادانه ی وی خواهد بود ، سرانجام خرد توست که نیک وبد را از یکدیگر جدا خواهد کرد.باید برای آبادانی جهان کوشید وآن را بدرستی نگاهبانی کرد و به سوی روشنایی برد.ای کسانی که دل به منش نیک بسته اید ، خشم را فرو افگنید و خود را در برابر تند خویی نیرومند کنید و براب گسترش اشه به مردان پاک بپیوندید.دین آنان که راست گفتارند از بهترین پاداشها بهرمند خواهد شد و سر انجام به اشه خواهد پیوست .ای مزدا ! اینک برای دست یابی به پیروزی ، تو را با برانگیزنده ترین نیایشها می ستایم وبه تو می پیوندم ، بشود که در پرتو اشه و منش نیک ، رهنمون ویاور من باشی.ای مزدا ! با سروده های بلند آوازه ی بر خاسته از شور دل و با دستهای بر آورده به تو روی می آورم و در پرتو اشه ، همچون پارسایی تو را نماز می گزارم و به دستیاری هنر منش نیک به تو تزدیک می شوم.فروغ خورشید و سپیده بامدادی،نمود اشه وبرای نیایش توست.بشود که آفریدگار جهان در پرتو منش نیک بهترین خواست درست کرداران ، ساختن جهانی نو را بر آورد.
سروده چهارم (وهوخشترگاه)مزدا اهوره با شهریاری مینوی خویش آنچه را از به ، بهتر است بدان کس بخش که خواست وی را بر آورد و در پایان گردش گیتی آنچه را از بد ، بدتر است به
کسی دهد که به آبادانی جهان نکوشیده باشد. ای مزدا اهوره ! آن دانش را به من ، که به تو دل بسته و پناهیده ام ، ارزانی دار.
سروده پنجم (وهیشتوایشت گاه)شادی بدست آمده در کورسوی تباهکاری ، اندوه مایه ای است.بشود که فریفتاری، این زنجیر براستی مرگبار، برافتد.بشود که آن از همه بزرگتر ، شتابان به سوی ما آید.
گزیده ای از دفتر دوم (یسنه)
هات 1نوید می دهم ، ستایش بجای می آورم آبهای نیک و همه ی آبها و همه گیاهان مزدا آفریده را .اگر تو را آزردم ، اگر در گویش ، اگر در کنش ، اگر به خواست خویش ، اگر نه به خواست خویش ، تورا آزردم اینک تو را می ستایم ، اگر از تو روی گردان شدم ، دگر باره تورا به ستایش و نیایش نوید می دهم.
هات 2با این زور و برسم ،خواستار ستایش این آبها و زمین و گیاهانم ،خواستار ستایش این جاها و روستاها و چراگاهها وخانمان و آبشخورها ، خواستار ستایش اهوره مزدا ، دارنده این روستاهایم.
هات 3خواستار ستایش داد دیو ستیز ، داد زرتشتی ، روشن دیرین و دین نیک مزدا پرستی ام.خواستار ستایش همه نیکی بخشندگانم ، ایزدان مینوی و جهانی که به آیین بهترین اشه ، پردازنده ستایش و سزاوار نیایشند.
هات 4اینک این همه را چنین پیشکش می کنیم : افزایش این خانمان را ،افزونی چارپایان ومردان اشون زاده این خانه را و آنان را که از این پس در این خانه زاده خواهند شد.مزدا اهوره کسانی را که در پرتو اشه بهترین پرستش ها را بجای می آورند، می شناسد، و من نیز چنین کسانی را که بوده اند و هستند به نام میستایم و با درود {به ایشان} تزدیک می شوم.
هات 5اینک اهوره مزدا را می ستایم ، شهریاری و بزرگواری و آفرینش زیبای او را می ستاییم، که گیتی و اشه را بیافرید ، آبها و گیاهان نیک را بیافرید ، روشنایی و زمین و همه چیزهای نیک را بیافرید.
هات 6مهر فراخ چراگاه ، آن هزار گوش ده هزار چشم ، آن ایزد نامبردار را می ستاییم ، رام بخشنده چراگاه خوب را می ستاییم.زنان و گروه فرزندان آنان را می ستاییم.مهر ، شهریار همه سرزمین ها را می ستاییم.دین نیک مزدا پرستی را می ستاییم.فرّ کیانی پیروز مزدا آفریده را می ستاییم.فرّ پیروز نا گرفتنی مزدا آفریده را می ستاییم.شیر خوشی دهنده را می ستاییم.
هات 7به آیین اشه می دهم سخن درباره ی اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک ، به آیین اشه می دهم گاهان ، به آیین اشه می دهم فرمان ایزدی نیک بجای آورده ، به آیین اشه می دهم بهره ی زندگی دیگر سرای و نماز رد پسند ردان،خشنودی ایزدان اشون مینوی و جهانی را ،خشنودی روان خویش را. به آیین ، بهترین اشه به سوی ما آید ، از سود و زیانی که او بخشد ، همه آگاه شوند.ای مزدا اهوره ! سرود خوانان و پیام آوران تو خوانده شدیم و آن را پذیرفتیم و به پاداشی که دین کسانی همچون ما را نوید دادی ، خرسندیم.این پاداش را تو به ما ارزانی داشتی تا چه در زندگی کنونی و چه در جهان مینوی ، همنشین جاودانه تو و اردیبهشت باشیم.سخن درست را می ستاییم.
هات 8ای امشاسپندان ! ای دین مزدا پرستی ! ای ایزدان نیک ! ای ایزد بانوان نیک ! ای آبها ! ای گیاهان ! ای زورها ! کسی را که در میان مزدا پرستان ، خود را مزدا پرست و پیرو بهترین اشه شمارد ، اما جهان را به جادویی ویران کند ، به ما نشان دهید.کسی را که در میان مزداپرستان برنا ، سخنی را که از او خواسته اند ، از بر نگوید ، گناه جادویی بر او روا گردد.ای اهوره مزدا ! بشود که به کام و خواست خویش به آفریدگان خود – به آبها ، به گیاهان ، به همه نیکان اشه نژاد ، شهریاری کنی ! بشود که اشه را توانایی و دروج را نا توانی بخشی.اینک من زرتشت-سران خانمان ها و روستا ها و شهرها و کشورها را بر انگیزم که به دین اهورایی زرتشتی بیندیشند و سخن گویند و رفتار کنند.فراخی و آسایش آرزومندم سراسر آفرینش اشه را.تنگی و دشواری آرزومندم سراسر آفرینش دروج را .
هات 9 (هوم یشت)زرتشت از هوم پرسید:ای هوم ! کدامین کس ، چهارمین بار در میان مردمان ، جهان استومند ، از تو نوشابه برگرفت ؟ کدام پاداش بدو داده شد و کدام بهروزی بدو رسید ؟آنگاه هوم اشون دور دارنده مرگ ، مرا پاسخ گفت : چهرمین بار در میان مردمان جهان استومند ، پوروشسب از من نوشابه بر گرفت واین پاداش بدو داده شد و این بهروزی بدو رسید که تو در خاندان او زاده شدی ، تو ای زرتشت پاک دیوستیز و پیرو دین اهوره از دودمان پوروشسب.تو ای زرتشت نامبردار در ایرانویج که نخستین بار اهون ویریه را چهار بار با درنگی در خور بسرودی و دومین نیمه را به بانگی بلندتر بر خواندی.ای زرتشت ای آنکه نیرومندترین ، دلیرترین ، تخشاترین ، چالاک ترین و پیروزمندترین آفریدگار دو مینو شدی! تو همه دیوان را –که از این پیش ، همچون مردمان ، روی زمین می گشتند-در زمین پنهان کردی.ای هوم دور دارنده مرگ ! این نخستین بخشش را از تو خواستارم : بهترین زندگی اشونان – بهشت همه گونه آسایش بخش مرا ارزانی دار. ای هوم دور دارنده مرگ ! این دومین بخشش را از تو خواستارم : مرا تندرستی ارزانی دار.ای هوم دور دارنده مرگ ! این سومین بخشش را از تو خواستارم : جان مرا زندگی دیرپای ارزانی دار.ای هوم دور دارنده مرگ ! این چهارمین بخشش را از تو خواستارم : چنان کن که من کامروا ، دلیر و خرسند بر این زمین در آیم و در هم شکننده ی ستیزه و شکست دهنده دروج باشم. ای هوم دور دارنده مرگ ! این پنچمین بخشش را از تو خواستارم : چنان کن که من پیروزمند و در جنگ شکست دهنده بر این زمین در آیم و در هم شکننده ستیزه و شکست دهنده دروج باشم.ای هوم دور دارنده مرگ ! این ششمین بخشش را از تو خواستارم : چنان کن که نخستین بار ، ما از دزد و راهزن و گرگ بوی بریم.که هیچ کس پیش از ما بوی نبرد ، که ما همیشه از پیش بوی بریم.هوم زنان زاینده را پسران نامور و فرزندان اشون می دهد.هوم دوشیزگانی را که دیرزمانی شوی ناکرده مانده باشد-همین که از آن خردمند خواستار شوند-شوهری پیمان شناس می بخشد.ما را از کینه ی کینه وران رهایی بخش ! منش خشمگینان را از ما بگردان ! هر آن کس که بدین خانه ، بدین روستا ، بدین شهر و بدین کشور آسیب رساند ، نیروی پاهای او را برگیر ، و دو گوش او را کر و منش او را پریشان کن . ای هوم زرین ! به نبرد با راهزن نابکار خونخوار آزاررسان که پیکر اشون را نابود می کند زیناوند شو !ای هوم زرین !به ستیزه با فرمانروای ستمکار دروند که سر برافرازد ، که پیکراشون را نابود کند زیناوند شو !ای هوم زرین ! به ستیزه با اشموغ نا پاک تباه کننده زندگی که گفتار این دین را به یاد دارد اما به کردار در نیاورد ، که پیکراشون را نابود کند ، زیناوند شو !ای هوم زرین ! به ستیزه با زن روسپی جادوی هوس انگیز که گناهکاران را پناه دهد ، که منش وی همچون ابری در برابر باد جنبان است ، که پیکر اشون را نابود کند ، زیناوند شو !
هات 10ای هوم ! می ستایم ابرها و باران را که پیکر تو را برچکاد کوه می رویاند ، می ستایم ستیغ کوهی را که تو بر آن روییدی ، می ستایم زمین فراخ بار آور بخشنده ی در بر گیرنده تو را . می ستایم سرزمینی را که تو در آن همچون پهلوان گیاهان خوشبو و گیاه خوب مزدا می رویی ، بر فراز کوه بروی و در همه جا ببال ، بی گمان تویی سرچشمه اشه .مردمی که هوم را چون کودک خردسالی نوازش کنند ، هوم برای یاوری آنان آماده شود و تن ایشان را درمان بخشد .تو را ای دلیر آفریده دادار ، خداوندگار هنر پدید آورد ، تو را ای دلیر آفریده دادار ، خداوند هنر بر البرز کوه فرونشاند .ای هوم ! اینک آن منش بد گوی را از من برگردان و نابود کن ، آن منش بدگویی را که با من در ستیز است .هوم را نیایش می کنم که منش درویش و توانگر را یکسان بزرگ می کند .آنان که از تو سرخوشی یابند ، باید زنده دل به پیش روند و ورزیده بدر آیند.کاستی زن نابکار کم خرد را که به فریفتن و هوم می اندیشد ، نا چیز می انگارم ، چرا که او خود ، فریفته است و یکسره نابود می شود.با پنج چیز پیوسته ام ، از پنج چیز گسسته ام : با اندیشه نیک پیوسته ام و از اندیشه بد گسسته ام ،با گفتار نیک پیوسته ام و از گفتار بد گسسته ام ، با کردار نیک پیوسته ام و از کردار بد گسسته ام ، با فرمانبرداری پیوسته ام و از نا فرمانی گسسته ام ، با اشه پیوسته ام و از دروج گسسته ام ، چنینم تا روز رستاخیز که واپسین نبرد میان دو مینو در گیرد.باید برای آبادانی جهان کوشید و آن را بدرستی نگاهبانی کرد و به سوی روشنایی برد.
هات 11ای امشاسپندان ! من ستایش و نیایش خویش را با اندیشه ، با گفتار ، با کردار ، با همه تن و جان خویش به سوی شما فراز می آورم ، من نماز اشه می گزارم.
هات 12اهوره مزدای نیک – آن خداوند نیکی ، آن اشون رایومند فرّه مند را سزاوار نیکیها می دانم ، چه از اوست ، هر آنچه نیکوست ، از اوست گیتی ، از اوست اشه ، از اوست روشنایی ، از فروغ اوست که جهان جامه شادمانی در بر کرده است .من از دزدی و ربودن ستوران روی گردانم ، من از زیان و ویرانی رساندن به روستای مزداپرستان روی گردانم .آن چنان ، آن چنان که اهوره مزدا ، زرتشت را بیاموخت در همه گفت و شنید ها ، در همه انجمن ها ، بدان هنگام که مزدا و زرتشت هم سخنی کردند .من دین مزدا پرستی را باور دارم که جنگ را بر اندازد و رزم افزار را به کنار گذارد و خویشاوند پیوندی را فرمان دهد ، دین پاکی که در میان همه دینها ی کنونی و آینده ، بزرگترین و بهترین و زیباترین دین است ، دین اهورایی زرتشتی ، همه نیکیها را سزاوار اهوره مزدا می دانم .
هات 13آذر اهوره مزدا را یاور گرامی و پاداش بخش می خوانم. در میان مردمان اشون ، رنجبر ترین و کار آمد ترین آنان را در برزیگری ، رد برزیگر ستور پرور می خوانم .
هات 19این سخن {اهون ویریه} را چندان توانایی است که اگر همه مردمان جهان استومند ، آن را بیاموزند و به یاد بسپارند ، خود را از مرگ رهایی توانند داد. این سخن ما گفته شده است تا هر یک از آفریدگان جهان ، آن را در پرتو بهترین اشه یاد بگیرد و بدان بیندیشد .واژه های (دریگوبیوواستارم)گویای آن کسی است که در پرستاری از درویشان ، دوست سپیتمان زرتشت است .
هات 23خواستار ستایشم فروشی های آنان را که پیش از این در این خانمان ها ، روستاها ، شهرها ، کشورها بوده اند ، آنان که آسمان را نگاهداری کردند ، آب را نگاهداری کردند ، زمین را نگاهداری کردند ، جانور را نگاهداری کردند ، کودک را در زهدان مادر نگاهداری کردند تا نمیرد.خواستار ستایش فروشی های هر یک از اشونان هر زمانی را که بر این زمین مرده است ، فروشی های اشونان را – چه زن ، چه نوجوان ،چه دوشیزه – که در کارو کوشش بسر بردند و از این خانه در گذشتند و اینک به امید ستایش نیک و پاداشند .
هات 24اینک این همه را چنین نیاز می کنیم : فروشی زرتشت سپیتمان اشون را که در جهان خواستار راستی شد و فروشی های همه اشونان –آن اشونانی که در گذشته اند ، آن اشونانی که زنده اند و آن مردانی که هنوز زاده نشده اند (سوشیانتهای نو کننده گیتی )را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین .
هات 26اینک روان های درگذشتگان را می ستاییم ، فروشی های اشونان را می ستاییم ، همه ی نیاکان در گذشته ی این خاندان را از آموزگار و آموزنده ، خواه اشون مردان خواه اشون زنان را می ستاییم.فروشی همه فرزندان اشونی را که از اشونی پدید آمده اند می ستاییم ، فروشی های اشونانی را که در کشورند می ستاییم ، فروشی های اشونی را که در بیرون از کشورند ، می ستاییم.
هات 35آنچه را که هر مرد یا زنی دانست که درست و نیک است ، بر اوست که به کار بنددو دیگران را نیز بیاگاهاند تا آن را آن چنان که هست به کار بندند.
هات 36 ای آذر مزدا اهوره ! به خوشترین روش به سوی ما آی ، با رامش دهنده ترین شادمانی ، با شایسته ترین درود ، به هنگام دادستان بزرگ به ما روی آور.ای آذر ! تویی مایه ی خوشی مزدا اهوره ، چونان سپند مینو ، تویی مایه شادکامی او با کار آمدترین نامی که تو راست .ای مزدا اهوره ! زیباترین پیکر را در میان پیکرها از آن تو دانیم : آن بلند پایگاه ترین فروغ جهان ، زبرین (بالاترین)را که خورشیدش خوانند .
هات 38اینک زمین را می ستاییم ، زمینی که ما را در بر گرفته است .ای اهوره مزدا ! زنان را می ستاییم ، زنانی را که از آن تو به شمار آیند و از بهترین اشه برخوردارند ، می ستاییم .اینک آب ها را می ستاییم ، آبهای فرو چکیده و گرد آمده و روان شده و خوب کنش اهورایی را .ای آبها ! شما را که به خوبی روان وبه خوبی در خور شناوری و به خوبی سزاوار شست و شوی و بخشایش دو جهانید ، می ستاییم .ای آبهای با ور ! شما را به یاری همی خوانیم ، شما را که همچون مادرید ، شما را که همچون گاوشیرده ، پرستار بینوایانید و از همه آشامیدنیها بهتر و خوشترید .شما نیکان را که با ردایی بلندبازو بدین جا همی خوانیم تا در این تنگنا ما را پاداش دهید و یاری کنید شما ای مادران زنده !
هات 39اینچنین می ستاییم گوشورون و گوش تشن و روان های خود و روانهای چار پایان را که مایه زندگی ما هستند ، که ما برای آنهاییم و آنها برای مایند .ا ی اهوره مزدا ! آن چنان که تو به نیکی اندیشیدی و سخن گفتی و رفتار کردی ، ما اندیشه و گفتار و کردار نیک خویش را به پیشگاه تو فراز می آوریم .
هات 40ای مزدا اهوره ! آن چه را تو فرمان داده ای که پاداش دینداری کسی چون من است . این پاداش را تو به ما ارزانی داشتی تا چه در زندگی کنونی و چه در جهان مینوی ، همنشین جاودانه تو واشه باشیم .
هات 42ای امشاسپندان ! پاره ای هفت هات را می ستاییم ، آبهای چشمه ساران را می ستاییم ، به هم پیوستگی راهها را می ستاییم ، بهم آمدن های راهها را می ستاییم.دریاچه های آبزای را می ستاییم ، کشتزارهای سود بخش گندم را می ستاییم.ستیغ البرز کوه را می ستاییم ، زمین و چیزهای نیک را می ستاییم.آب روان و مرغ پرّان را می ستاییم ، بازگشت آتربانان را می ستاییم ، آنان که به سرزمین های دور رفته اند ، به کشورهای دیگر که آموزش اشه را خواستارند .
هات 55سراسر هستی خویش ، تن و استخوان و جان و پیکر و توش و بوی و روان و فروشی را فراز آوریم و در خور پیشگاه دانیم .بشود که گاهان در جهان دیگر ، پس از جدایی تن و بوی از یگدیگر ، ما را پاداش نیک ، پاداش بزرگ ، پاداش اشه بخشد.
هات 57دور باد از این خانمان ، دور باد از این روستا ، دور باد از این شهر ، دور باد از این سرزمین نیاز زشت و سیلاب (کرده ی ششم).آن خوش گفتار ، به سخن پناه بخش ، به هنگام گویا و از هرگونه دانش اگاه ، که رهنمونی منثره را دریافته و خود در چنین پایگاهی است ، می ستاییم (کرده ی هشتم).سروش پارسا ی برزمند پیروز گیتی افزای اشون ، رد اشه را می ستاییم ، آن که خانه صد ستون استوارش ، بر فراز بلندترین ستیغ البرز کوه بر پا شده است ، خانه ای در اندرون ، خود روشن و از بیرون ستاره آذین (کرده ی نهم).ای سروش پارسای برزمند ! اینک بشود که تو ستوران ما را زور دهی و ما را تندرستی بخشی که بتوانیم بد خواه از دور دیدبانی کنیم و دشمن را برانیم و همارد بد خواه کینه ور را به یک زخم ، از پای در آوریم(کرده ی دهم).اگر کسی در خاور هندوستان باشد ، سروش او را گرفتار کند و اگر در باختر جهان باشد او را بر اندازد(کرده ی یازدهم).
هات 58دارایی و هستی خویش را بدین نماز می سپاریم تا ما را پناه و پرستاری و نگاهبانی و پاسداری بخشد.ای مزدا ! من جز تو کسی را نمی شناسم ، پس در پرتو اشه ما را پناه بخش ! از اوست تندرستی ورسایی و برخورداری ما از پاکی .
هات 62ای آذر اهوره مزدا ! زود مرا گشایش ده ، زود مرا پناه بخش ، زود مرا زندگی دراز ، دانایی ، اشونی ، زبان شیوا ، روان هوشیار و سپس آنگاه ، خرد فراوان فرا گیر نابو نشدنی بخش .پس آنگاه مرا دلیری مردانه ، همیشه بر پای ایستاده ، بی خواب و در آرامگاه نیز بیدار ، بخش .مرا فرزندانی رسا و کاردان ، دین گستر ، کشور پرور و انجمن آرا، با هم بالنده ، نیک اندیش و از تنگنا رهاننده ، بخش ، که خانمان و روستا و شهر و کشورو نام وآوازه ی کشور را افزایش بخشند .
هات 65ای آبهای نیک ! ای بهترین آفریدگان مزدا ! آب از آن بد اندیش مباد ، آب از آن بد کردار مباد ، آب از آن دژین ، دوست آزار ، مغ آزار ، همسایه آزار، خانواده آزار مباد ، آب از آن دزد ، تاراجگر ، راهزن ، پارسا کش ، جادو ، اشموغ نا پارسا ، دروغگوی ستمکار ، و کسی که مردار به خاک سپارد ، مباد.
گزیده ای از دفتر سوم (یشتها)
هرمزد یشتآنگاه اهوره مزدا گفت :ای زرتشت اشون ! منم سرچشمه آگاهی و دانش ، منم بخشنده گله و رمه ، منم توانا ، منم بهترین اشه ، منم نشان دهنده همه دهشهای نیک اشه نژاد مزدا آفریده ، منم خرد، منم خردمند ، منم دانایی ، منم دانا ، منم ورجاوندی ، منم ورجاوند ، منم اهوره ، منم زورمند ترین ، منم دور از دسترس دشمن ، منم شکست ناپذیر ، منم به یاد دارنده پاداش هر کسی ، منم همه را نگهبان ، منم همه را پزشک ، منم آفریدگار ، منم نامبردار به مزدا .
هفتن یشت کوچکدانش سرشتی مزدا آفریده را می ستاییم ، دانش آموزشی مزدا آفریده را می ستاییم .مهربانی و جوانمردی اندوهگسار درویشان را می ستاییم .آب اشون مزدا آفریده راکه چونان اسبی روان است می ستاییم.
اردیبهشت یشتدرمان بخش ترین پزشکان کسی است که با منثره ورجاوند درمان کند ، آن که بیماریهای اندرونه ی اشون مرد را درمان کند ، درمان بخش ترین پزشکان است.
آبان یشتاوست که تخمه ی همه مردان را پاک کند و زهدان همه ی زنان را برای زایش از آلایش بپالاید ، اوست که زایمان همه زنان را آسانی بخشد و زنان باردار را به هنگامی که بایسته است شیر در پستان آورد .ای زرتشت ! اردویسور اناهیتا از سوی آفریدگار مزدا بر می خیزد ، بازوان زیبا و سپیدش که به زیور های با شکوه دیدنی آراسته است ، به ستبری کتف اسبی است ، آن نازنین بسیار نیرومند روان می شود در نهاد خویش چنین می اندیشد.
خورشید یشتهنگامی که خورشید بر آید ، زمین اهوره آفریده پاک شود ، آب روان پاک شود ، آب چشمه ساران پاک شود ، آب دریا پاک شود ، آب ایستاده پاک شود ، آفرینش اشه که ازسپند مینو ست پاک شود.دوستی را می ستایم : بهترین دوستی را که در میان خورشید و ماه بر پاست .
ماه یشتماه در چه هنگام در افزایش است ؟ ماه در چه هنگام رو به کاهش است ؟ در پانزده روز ماه می افزاید ، در پانزده روز ماه می کاهد ، درازای زمان افزایش آن ، برابر درازای کاهش آن است .درود بر ماه ، هنگامی که می نگریمش ، درود بر ماه ، هنگامی که می نگردمان .هنگامی که فروغ ماه بتابد ، همیشه در بهاران گیاه سبز از زمین می روید .
فروردین یشتای زرتشت ! از فرّ و فروغ آنان {فروشی های اشون}است که من فرزندان هستی یافته را در زهدان مادران نگاه می دارم تا نمیرند و پیش از زایش ، استخوانها و موها و گوشت و اندونه و پاها و اندامهای نرینگی یا مادینگی آنها را به هم می پیوندم (کرده ی یکم).از فرّ وفروغ آنان است که مرد انجمنی زاده میشود : مردی که بتواند در انجمن سخن خود را به گوشها فرو برد ، مردی دانشور که بتواند از گفت و شنود با کوتم پیروز بدر آید (کرده ی یکم).بر این زمین ، رودهای ناوتاک روان است ، بر این زمین ، نگاهداری گاو و مردمان را ، نگاهداری سرزمین های ایرانی را ، نگاهداری جانوران پنجگاه را و نگاهداری اشون مردان پاک را ،گیاهان گوناگون می روید (کرده ی یکم).فروشی های گیومرت اشون را می ستاییم ، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهوره مزدا گوش فرا داد و از او خانواده سرزمین های ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد.
ارت یشت (اشی یشت)از خانمانی که اشی نیک ، پای در آن فرو نهد ، بوی خوش بر آید و اندیشه ی سازگاری و دوستی دیرپای بهره ی آن خانمان شود (کرده ی دوم).ای اشی نیک ! دوشیزگان آنان که تو یاورشان باشی ، پای آورنجن در پای کرده ، کمر بر میان بسته با انگشتان بلند و با تنی چنان زیبا که بیننده را شادی افزاید ، نشسته اند (کرده ی دوم).اشی نیک بزرگوار ، در دومین گله گزاری خویش ، از زنی که فرزند مردی بیگانه را فرزند شوهر خویش وانمود کند گله میکند :با شما چه کنم ؟ به آسمان فرا روم ؟ به زمین فرو روم ؟
گوش یشتای درواسپ ! ای نیک ، ای تواناترین ! مرا این کامیابی ارزانی دار که آفریدگان مزدا را گله بپرورم ، که آفریدگان مزدا را جاودانگی بخشم که گرسنگی و تشنگی را از آفریدگان مزدا دور بدارم ، که نا توانی پیری و مرگ را از آفریدگان مزدا دور بدارم ، که باد گرم و باد سرد را هزار سال از آفریدگان مزدا دور بدارم .
مهد یشتای سپیتمان ! مبادا که پیمان بشکنی : نه آن پیمان که با یک دروند بسته ای و نه آن پیمان که با یک اشون بسته ای ، چه ، پیمان با هردو آنها درست است ، خواه با دروند ، خواه با اشون .
اشتاد یشتاهوره مزدا به سپیتمان زرتشت گفت :من فرّ ایرانی را بیافریدم که از ستور برخوردار ، خوب رمه ، توانگر و فّره مند است ، خرد نیک آفریده و دارایی خوب فراهم آمده بخشد ، آزار را در هم شکند و دشمن را فرو کوبد .
زامیاد یشتای سپیتمان زرتشت ! نخستین کوهی که از این زمین بر کشیده شد ، البرز بلند است که همه ی سرزمین های باختری و خاوری رافرا گرفته است .در آن هنگام که مردگان دگر باره بر خیزند و بی مرگی به زندگانی روی آورد سوشیانت پدیدار شود جهان را به خواست خویش نو کند .
گزیده ای از دفتر چهارم (ویسپرد)
کرده ی هفتمدلیری مردانه را می ستاییم که مردان را گشایش بخشد که هوش مردان را گشایش بخشد که تندتر از تند و دلیرتر از دلیر است ، که همچون پاداش ایزدی به مرد رسد ، که در هنگام گرفتاری ، تن مردان را برهاند (بند3).آفریدگان اشون نخست آفریده – پیش از آفرینش آسمان و آب و زمین و گیاه و جانور خوب کنش را می ستاییم (بند4).آسمان درخشان نخست آفریده ، پیش از آفرینش جهان استومند را می ستاییم (بند4).
کرده ی یازدهماینک این همه را پیشکش می کنیم، افزایش این خانمان را، پاداش این خانمان را، بالیدن این خانمان را، رهایی این خانمان را از تنگنای نیاز، چیرگی این خانمان ر بر ستیزه، ستوران و مردمانی اشونی را که از این پیش زاده شده اند، و یا از این پس زاده خواهند شد، آنان را که از این خانمان بودند و آنان را که از این خانمان باشند و خود را که از این خانمانیم و سوشیانتهای کشور را (بند13).
کرده ی پانزدهمای مزدا پرست زرتشتی ! پاها و دستها و هوش خویش را به نیک کرداری داد و درستی و پرهیز از کارهای زشت کرداری بیداد و نادرستی نگاه دارد ، برزیگری خوب باید در این جا ورزیده شود تا نارسا ، رسا شود (بند1).
کرده ی بیست و یکمنیوشایی و آمرزش نیایشگر را می ستاییم ، نماز نیک بی فریب و آزار را می ستاییم (بند 3).
گزیده ای از دفتر پنجم (خرده اوستا)
سه نیایش آغازینشهریاری از آن اهوره است ، اهوره است که او را (زرتشت را)به نگاهبانی درویشان بر گماشت (بند 1).
نیرنگ کشتی بستنمن از هرگونه اندیشه بد و گفتار بد و کردار بد که در جهان اندیشیده و گفته و کرده ام یا از من سرزده یا در ژرفای نهاد من بوده است اندوهگین و پشیمانم (بند1).من از آن گناهانی که در منش و گویش و کنش ، با تن یا روان خویش کرده ام چه در جهانی و چه مینوی اندوهگین و پشیمانم(بند1).
پنج گاه (اشهینگاه)سپیده دمان را می ستاییم ، شیدوری که به چالاکی اسب بتازد که مردان را بپرورد ، که هوش مردان را بپرورد ، بهروزی که با نماینه بسر برد ، سپیده دمان چالاک را می ستاییم که به چالاکی اسب بتازد و به هفت کشور زمین در آید (بند5).
آفرینگان (دهمان)من آرزومندم نیروی نیک آفریده و خوب پرورده ، پیروزی اهوره آفریده و برتری شکست دهنده ام تا من و همگنام بتوانیم بد خواه را از دور دیدبانی کنیم و دشمن را برانیم و همستار بد خواه کینه ور را به یک زخم ، از پای در آوریم (بند9).من آرزومندم که برای یاری اشونان و چیرگی بر بدکرداران دیر زمانی زنده مانم و کامیاب زندگی کنم (بند 12).
گزیده ای از دفتر ششم (وندیداد)
فرگرد یکماهوره مزدا با سپیتمان زرتشت همپرسگی کرد و چنین گفت : من هر سرزمینی را چنان آفریدم که هر چند بسرامش بخش نباشد به چشم مردمانش خوش آید ، اگر من سرزمینی را چنان نیافریده بودم که هر چند بس رامش بخش نباشد و به چشم مردمانش خوش آید ، همه مردمان به ایران ویج روی می آوردند ، نخستین سرزمین و کشور نیکی که من ، اهوره مزدا آفریدم ، ایران ویج بود بر کرانه ی رود دایتیای نیک (بند 1 تا 4 ).
فرگرد سومبشود که موبد این منثره ورجاوند را به مردمان بیاموزد: هیچ کس بی خوراک ، توان آن ندارد که به آیین اشه رفتار کند ، توان آن ندارد که برزیگری کند ، توان آن ندارد که فرزندانی پدید آورد ، هر یک از آفریدگان جهان استومند باخوردن زنده ماند و از نخوردن بمیرد (بند 33).
فرگرد چهارمکسی که از بازگرداندن سپرده ای به دارنده اش خودداری کند ، کردارش بدان ماند که آن سپرده را از دارنده اش دزدیده باشد ، تا هنگامیکه آن سپرده را در خانه ی خویش نگاه دارد ، هر روز و شب که بدان دست زند و آن را از آن خویش بشمارد ، بدان ماند که دگر باره آن را دزدیده باشد (بند1). ای سپیتمان زرتشت ! مردی که همسری دارد برتر از کسی است که همسری ندارد و پسرانی پدید نمی آورد ، کسی که خانه ای دارد ، برتر از کسی است که خانه ای ندارد ، کسی که دارایی دارد ، بسی برتر از کسی است که هیچ ندارد (بند47).
فرگرد پنجمبذر گیاهانی که من – اهوره مزدا – باران بر آنها فرو می بارم تا مردم اشون و گاوافزونی بخش را خوراک و گیاه پدید آورند ، تا مردم مرا خوراک آماده کنند و گاو افزونی بخش را گیاهانی برویانند که مایه زندگی آنها شود(بند20).ای آرمیتی ! پاکی از هنگام زادن ، بهترین کار در زندگی است ، باید برای آبادانی جهان کوشید و آن را به درستی نگاهبانی کرد و به سوی روشنایی برد(بند21).ای دادار جهان استومند ! ای اشون! این داد ، این داد دیو ستیز زرتشت تا چه مایه مهتر و بهتر و زیباتر از دیگر دینهاست . اهوره مزدا پاسخ داد : این داد ، این داد دیو ستیز زرتشت در مهی و بهی و زیبایی چندان از دیگر دینهاست که دریای فراخ کرت از دیگر آبها. این داد ، این داد دیو ستیز زرتشت در مهی و بهی و زیبایی در برابر دیگر دینها چنان است که درختی تناور ، گیاهان خرد را در سایه سار خویش بپوشاند(بندهای 22و23و24) کسی که جامه را بر پیکر مرده ای بیفگند ، هر چند ارزش آن جامعه به اندازه ریسمانی باشد که دختری هنگام نخ ریسی به دور می اندازد تا هنگامی که زنده است مردی اشون به شمار نمی آید و هنگامی که بمیرد ، به سرزمین بهروزی (بهشت)راه نمی یابد ، او به جهان دیوان ، بدان جهان تاریک می رود که از تاریکی ساخته شده است که زاده تاریکی است ، ای گناهکاران ! شما با کردارها و روانهایتان بدان جهان ، بدان سرزمین اندوه و پریشانی در می آیید (بندهای61و62).
فرگرد هفتمای سپیتمان زرتشت ! اگر پزشکان چندی با یکدیگر به درمان بیمار بپردازند ، یکی با کارد پزشکی ، دیگر ی با گیاه درمانی و آن دیگری با منثره درمانی ، این سومین است که بهتر از همه بیماری را از تن بیمار اشون دور می کند (بند44).ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! چه هنگام پس از خاک سپاری مردار آدمی ، زمین دگر باره پاکی نخستین خویش را باز می یابد ؟ اهوره مزدا پاسخ داد :ای سپیتمان زرتشت ! پنجاه سال پس از خاک سپاری مردار آدمی ، زمین دگر باره پاکی نخستین خویش را باز می یابد.(بندهای47و48).
فرگرد پانزدهماگر مردی با دختری دوشیزه یا بانویی جوان ، خواه آن دختر یا بانو وابسته به سالار خانواده باشد یا نه ، خواه به شوهر داده شده باشد یا نه ، همخوابگی کند و آن دختر یا بانو از او آبستن شود ، نباید از شرم مردم ،میوه زندگی را که در زهدان خویش دارد نابود کند ، اگر آن زن ار شرم مردم ، میوه زندگی را در زهدان خویش نابود کند ، گناه کشتن فرزند بر گردن او و پدر اوست و پادافره ی گناه کشتن آگاهانه بر هر دوان رواست (بندهای 11و 12).
فرگرد هیجدهمای زرتشت اشون ! تو کسی را آتربان بخوان که در درازنای شب بنشیند و جویای خواست خداوندی شود که : آدمی چگونه می تواند از نگرانی رهایی یابد و با دلی گشاده و سری پر امید به سر چینودپل برسد و از جهانی دیگر ، جهان اشه ، جهان شکوهمند ، بهترین جهان (بهشت) برخوردار شود (بند 6).
فرگرد بیست و یکمای ابر ! دریای فراخ کرت جای گرد آمدن همه آبهاست ، تو نیز بر آی و به راه هوایی فراز رو و به زمین فرود آی ، به زمین فرود آی و به راه هوایی رو (بند4).ای خورشید تیز اسب ! بر آی ، از فراز البرز بر آی و در درازنای آسمان به چرخش در آی و بر جهان فروغ بیفشان ، در درازنای راه مزدا آفریده ، در درازنای راهی که ایزدان ساخته اند ، راهی آبی که آنان گشوده اند (بند5).ای کودک ! من تو را در زادن و بالیدن پاک کنم ، ای زن ! من نیرو و تن تو را بی آلایش می کنم ، من تورا زنی پر فرزند و پر شیر می کنم (بند6).
فرگرد بیست ودوماهوره مزدا به سپیتمان زرتشت چنین گفت : من اهوره مزدا ، دادار آفرینش نیک ، بدان هنگام که این سرای را ساختم چنان کردم که چشم اندازی زیبا و درخشان داشته باشد (بند1).پس ، آن نا اشون هرزه در من نگریست ، اهریمن نا اشون هرزه ، آن مرگ آفرین ، به پتیارگی خویش 99999 بیماری پدید آورد ، ای منثره ورجاوند ، ای فرّه مندترین مینویان ! تو مرا به درمان بخشی یاور باش (بند2)
واژه نامه
آآبان : نام مینوی همه آبها و صفت ایزد بانو (اردویسور اناهیتا)است .آبتین : نام پدر فریدون است .آتربان : نگاهبان آتش ، عنوان پیشوایان دینی یا موبدان است .آتش بهرام : بزرگترین و مقدس ترین آتش و آتشکده است .آذر : ایزد نگاهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان دین مزدا پرستی است .آرش : نام تیر انداز بلند آوازه ایرانی است که در روزگار منوچهر شاه با پرتاب تیری از یکی از بلندیهای البرز به سوی کوهی در کرانه ی آمودریا ، مرز ایران و توران را نشان گذاری کرد.آرمیتی : یکی از فروزه های مزدا اهوره است .ارت : ایزد بانوی پاداش و توانگری و گنجور اهوره مزدا است .اردویسور اناهیتا : نام ایزد بانوی آبهاست و به معنی رود نیرومند بی آلایش است .اردیبهشت : به معنی بهترین اشه و مهین ایزدان است ، یکی از فروزه های اهوره مزدا است که اهوره مزدا او را از نیروی خرد خویش آفریده و پدر اوست . اردیبهشت نگاهبان مرغزارها و گیاهان روی زمین است و پرهیزگاران در مرغزارهای او بسر می برند ، به یاری او بود که اهوره مزدا هنگام آفرینش ، گیاهان را برویانید .استومند : استخوان دار ، مادی ، جسمانی ، گیتیانه .ارشتاد : نام یکی از ایزدان بانوان است به معنی درستی و راستی .اشموغ : بر هم زن اشه ، بی دین ، نا پرهیزگار .اشون : پیرو اشه ، پیرو راستی .اشه : راستی ، حقیقت ، دادگری .امشاسپند : گروه مینویان و نگاهبانان آفریدگان و نمایش جنبه های گوناگون منش اهوره مزدا بر عهده آنهاست .انگر مینو : اهریمن .انیران : غیر ایرانی .اهوره مزدا : نام آفریدگار جهان اشه و نیکی .ایران ویج : سرزمین ایرانیان .ایزد : ستودنی ، در خور ستایش ، عنوان کلی مینویان و کارگزار آفریدگار در آفرینش اهورایی و نیز عنوانی برای اشونان و پارسیان بزرگ و ستودنی در جهان استومند است .ایزد بانو : گروهی از ایزدان در اساطیر و دین ایرانیان که مادینه پنداشته شده اند که به روال عربی به آنها الهه گفته می شود .
بباژ : سخن و گفتار و همه نیایشهای کوته ایرانیان مزدا پرست که آهسته و زیر لب می خوانند .برسم : بالیدن و روییدن ، شاخه ی تازه بریده درخت که هنگام ستایش و نیایش بر دست گرفته اند .بهمن : منش خوب یا نهاد نیک .پاد افره : سزای کار بد و کردار ناشایست .پتت : بازگشت از گناهکاری و کژرفتاری یا توبه کردن .پتیارگی : دشمنی ، ستیهندگی ، مخالفت .پور وچیستا : نام جوان ترین دختر زرتشت است .پوروشسب : نام پدر زرتشت است .
تتخمه گاو : نام کلی همه چارپایان است که گمان می برند بنیاد آنها در ماه نگاهداری می شود .تن منثره : کسی که همه ی هستی و تن او فرمان ایزدی یا کسی که تن به فرمان ایزدی دارد .
ججهی : زن فرو مایه و بدکار و روسپی ، نام دختر اهریمن .چیستا : دانش و آگاهی و فرزانگی .
خخستو : اقرار کننده ، پذیرنده ی باور و اعتقادی .خورشید چهر : نام دومین پسر از پسران زرتشت است .
ددادار : آفریدگار ، خداوند .داد دیو ستیز : قانون دور دارنده دیو و ستیزنده ی اهریمن .دادستان : آزمایش روز پسین ( رستاخیز که با میانجی سپند مینو و آذر مینو انجام خواهد گرفت ) .دایتیا : دایتی ، نام رودی است اساطیری در ایران ویج که در دوره ساسانیان این نام را بر رود سند نهادند .دروج : دروغ ، نا درستی و پیمان شکنی .دروند : پیرو دروج ، دروغ پرست ، ناپاک ، گمراه .دوزخ : جهان بد ، جهان زشت .دینکرت : کردارهای دینی .دیو : کارگزاران و دستیاران اهریمن که در برابر آفرینش اهورایی ایستاده و در ستیز هستند .
رراسپی : عنوان هفتمین تن از پیشوایان هشتگانه ایران باستان .رام : نام ایزد هواست .رایومند : دارنده ی جلال و شکوه و فروغ .
ززرتشت : دارنده روشنایی زرین رنگ ، پیامبر دین زرتشتی یا دین بهی .زرتشت سپیتمان : نام زرتشت همراه با نام خانوادگی او .زوت : عنوان بزرگترین پیشوای دینی . زور : نیازها و پیشکش های آبکی و مایع ، مانند شیر و نوشابه هوم .
سسپندارمذ : اندیشه و فداکاری و بردباری .سپند مینو : مینوی مزدا اهوره ، آفریدگار جهان نیکی و برترین فروزه اوست.سپیتمان : نام خانوادگی زرتشت .سدره : پیراهن دینی زرتشتیان .سروش : شنیدن و فرمانبرداری .سوشیانت : سود بخش ، رهایی بخش ، عنوان هر یک از سه موعود زرتشتیان و بویژه سومین آنها که نام او استوت ارت است .
ششهریور : شهریاری آرمانی ، یکی از فروزه های اهوره مزدا .
ففرّ : فروغ و موهبتی است ایزدی .فراخ کرت : فراخ بریده ، نام دریایی است اساطیری در ایران .فروردین : مفردش همان فروشی است .فروشی : فروهر ، نام پنجمین نیروی مینوی آفریدگان است که پیش از آفرینش گیتیانه و هستی تن ، وجود داشته و پس از مرگ نیز پایدار می ماند .فرّه مند : دارنده ی فرّ.فرگرد : نام هر یک از بخشهای وندیداد .
ککرپ : دشمنان مزدا پرست ، پیشوایان اهریمن .کرده : عنوان هر یک از بخش های درونی یشت ها و نیز بخشهای ویسپرد است .کشتی : کمربند ویژه دین مزدا پرستی .
گگاهان : نام کهن ترین بخش اوستا یعنی سرودهای پنجگانه زرتشت است. گوشورون : روان آفرینش ، روان جهان .گیومرت : جان نیستی پذیر ، زنده میرا ، نام نخستین بشر آفریده اهوره مزدا ست .
ممهر : ایزد فروغ و روشنایی و پیمان شناسی .مهرگان : نام جشنی است که در شانزدهمین روز از هفتمین ماه سال در ایران باستان برگزار می شده است ، و در کتابهای عربی آن را مهرجان نوشته اند .مینو : به معنی جهان دیگر ، بهشت و فردوس .
ننیرنگ : آیین دینی و نیایش .
ووندیداد : نام بخشی از اوستای نو که 22 فرگرد دارد .
ههات : هر یک از بخشهای هفتادودوگانه یسنه .هاون : نام ایزد نگاهبان از بامداد تا نیمروز .همستار : هماورد ، دشمن .هوشبام : نام ایزد نماد پرتو خورشید .هوم : دور دارنده مرگ ، گیاهی که افشره ی آن گونه ای آشامیدنی آیینی به شمار می آید .
ییشتها : سومین بخش اوستای کنونی که 21 یشت دارد .
منابع
بنیادی در پژوهش های اوستاییبارتولومه (آواشناسی و دستور زبان اوستایی)راشیلت (آواشناسی پژوهشی به همراه بخشهایی از متن اوستا )شپیگل (متن فارسی میانه)گلدنر (ویرایش انتقادی از پژوهش های اوستایی )دارمستتر (ترجمه اوستا )ولف ( ترجمه اوستا با نظرهای نوین ابراز شده )انکلساریا (ترجمه و گزارش اوستا)دوشن گیمن (ترجمه ای درست از اوستا)هینتر ( کتابی پژوهشی)هومباخ (ترجمه اوستا)سمیث (تعبیر ها و تفسیرهای اصیل )مور گنشترن (دستگاه آوایی زبان های ایرانی)
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...