هدی صابر یک فعال سیاسی بود اما مرام ورزشکاری داشت. اسطوره سیاسی او دکتر مصدق و اسطوره ورزشی اش جهان پهلوان تختی بود. در هر دوی اینها اشتراکاتی می دید که همان اخلاق بود. از نظر او، اخلاق حرفه ای در هر کاری همان خصلت پهلوانی بود. او در عرصه سیاسی_اجتماعی به کار میدانی اعتقاد داشت و مدتی در سیستان و بلوچستان در میان مردم و جوانان فعالیت فرهنگی می کرد. نیرو محرکه زندگی او همین خصلت های پهلوانی بود. این شیفتگی به قدری بود که گرایشات سیاسی او درجه دوم به نظر می رسید. گویی او از تختی به مصدق رسیده بود نه بلعکس. به نظرم از این زاویه، جامعه ما نیاز به اساطیر دارد.