صفویان پیروان شیخ صفی الدین اردبیلی بودند که به تدریج در آذربایجان و سرزمین های اطراف قدرتی به هم رساندند و در تمام قرن نهم بر اثر مصاهرات با ترکمانان آق قویونلو و سایر عوامل مساعد در حال توسعه قدرت و فراهم آوردن دستگاهی شبیه سلطنت بودند.[1] شیخ صفی الدین که نزد مراد خود شیخ زاهد گیلانی شاگردی می‏کرد گذشته از طی مراحل سیر و سلوک صوفیانه شگردهای سیاسی و زیر و بم های مسائل حکومتی را نیز فرا می‏گرفت. در زندگی شیخ زاهد می بینیم که او نیز مردی مذهبی-سیاسی بوده و در پاره ای از مسائل روز دخالت می‏کرده است که در اغلب آنها شیخ صفی حاضر و ناظر بوده است. بنابراین می‏توان چگونگی تکوین حکومت صفوی را در دوران شیخ زاهد ریشه یابی کرد.[2] کوشش صفویان در تکیه بر میراث شیخ صفی و این که آنان به ادعای شیوخیت به میدان آمدند و از آن پس نیز به اقتضای زمان به تشیع قشری روی آوردند اگرچه در نخستین دهه فرمانروایی آنان و در رویارویی با خلافت عثمانی کارساز بود اما به هر حال در رویارویی با الزامات دوران جدید مختوم به شکست بود.[3]

چیزی که برخی اعتقاد دارند گذار تدریجی تصوف از تسنن به تشیع بود که در طریقت کبرویه ظاهر شد و زمینه ساز رسیدن به تشیع آشکار صفوی گردید.[4] خود شیخ نجم الدین کبری پیر بزرگ صوفیه خوارزم اگرچه مذهب سنت داشت اما به شیعه نیز متمایل بود و کبرویه را می توان سمبل رخنه و نفوذ روزافزون تشیع در تصوف دانست.[5] دولتشاه سمرقندی سه بار با احترام از نجم الدین کبری یاد می کند.[6]

 


[1] ‏یوسفی و رضایی جمکرانی، «تصوف تشیع گرای قرن نهم»، 173.

[2] ‏بیانی، دین و دولت در ایران عهد مغول، ج 2، ج 2، 2:701.

[3] ‏جواد طباطبایی، تاریخ اندیشه سیاسی در ایران (تهران: مینوی خرد، ۱۳۹۴)، 363.

[4] ‏مهدی فراهانی منفرد، پیوند سیاست و فرهنگ در عصر زوال تیموریان و ظهور صفویان (تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی دانشگاه تهران، ۱۳۸۱)، 237.

[5] ‏همان، 236.

[6] ‏دولتشاه بن علاءالدوله سمرقندی، تذکره الشعرا، محمد رمضانی (تهران: چاپخانه خاور، ۱۳۳۸)، 166، 105، 103.