قرن ها از بحث طرفداران معتزله و اشعری گذشته بود. معتزله انسان را مختار و انتخاب گر می دانست و پیروان اشعری انسان را مجبور توصیف می کردند. سعدالدین تفتازانی در قرن هشتم بار دیگر این بحث را به میان کشید اما تلاش کرد راه اعتدال را پیش گیرد. او ابتدا به طرفدارای از اشعری معروف شد اما دیدگاه های مستقلش نشان داد این تصور نادرست است. تفتازانی می گوید خداوند انسان را مختار آفریده است و اراده او بر این قرار گرفته است که انسان قدرت انتخاب داشته باشد. اندیشه های تفتازانی بعدها مورد توجه برخی دیگر از اندیشمندان ایرانی قرار گرفت و نتیجه فلسفی این بحث در این عبارت خلاصه می شد که انسان مجبور است مختار باشد ولی اختیارش به معنی نادیده گرفتن جبر نیست.[1]

 


[1] ‏هجری، داستان فکر ایرانی، 6:39-38.